تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
آن جماعت متفرّق شدند و گفتند : اى پسر أبو طالب ! دست از ما بردار ! حضرت گفت : فإنّى منطلق إلى أخى و ابن عمّى رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ؛ فمن سرّه أن أفرى لحمه و أريق دمه فليدن منّى ! « من به سوى برادرم و پسر عمّم رسول خدا رهسپار شده‌ام ؛ اينك هركس ميل دارد كه گوشتش را بشكافم و خونش را بريزم ، به من نزديك شود ! » سپس رو به أيمن و أبو واقد نموده ، فرمود : شترانتان را باز كنيد ! و آن حضرت مظفّرانه و قاهرانه به حركت ادامه داد تا به ضجنان رسيد . يك روز و شب در آنجا درنگ كرد ، تا بعضى از مستضعفين از مؤمنين كه در ميانشان امّ أيمن : كنيز رسول خدا بود ، رسيدند .

[ قرائت قرآن و نماز شب أمير المؤمنين و فواطم ، در بيان هجرت ]

حضرت با سه فاطمهء مذكوره در آن شب در ضجنان حال عجيبى داشتند ؛ گاهى نماز مىخواندند ، گاهى ذكر خدا را در حال قيام و قعود ، و گاهى بر پهلو كه روى زمين افتاده بودند مىنمودند ، تا سپيدهء صبح طلوع كرد و با آن جماعت به امامت خود ، حضرت نماز فجر را بجاى آورد . و حركت كردند به‌طورىكه نه خود او ، و نه همراهانش از ذكر خدا دست برنداشتند ، تا به مدينه وارد شدند . و قبل از قدومشان به مدينه ، وحى الهى بر رسول خدا آمده بود و از احوالشان كه به نماز و ذكر خدا قياما و قعودا و على جنوبهم مشغول بوده و در آفرينش آسمانها و زمين تفكّر مىكردند ، و نظر به ستارگان آسمان و تلألؤ و درخشش آن مىكردند ؛ خبر داده بود به اينكه :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- تا مىرسد به آنكه :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً
. تا پنج آيه سابقه كه به پايان مىرسد ، خداوند پاسخشان را مىدهد ؛ و اجر و پاداش تفكّر و بيدارى و شب‌زنده‌دارى ، و قرائت قرآن در احوال مختلفه ، و فكر در عالم خلقت و ربط اين موجودات حسّى و مادّى به عالم تجرّد و معنى را با اين عبارات دلپذير بيان مىكند :
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 315 | السيد محمد حسين الطهراني