« تحقيقا در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز ، نشانههائى از عظمت خداوند است براى صاحبان انديشه و عقل : آنان كه خداوند را در حال ايستاده و نشسته و به پهلو افتاده مىخوانند ، و در خلقت آسمانها و خلقت زمين فكر مىكنند ؛ كه بار پروردگارا ! تو اينها را بيهوده نيافريدى . تو پاك و منزّه و مقدّسى ! پس ما را از عذاب آتش دوزخ رهائىبخش ! بار پروردگارا ! هر كه را تو داخل آتش جهنّم كنى ، وى را ذليل و خوار و سرافكنده نمودهاى ؛ و البتّه ستمگران و ظلمپيشگان يار و ناصرى ندارند .
بار پروردگارا ! ما شنيديم كه منادى ندا در مىداد : ايمان بياوريد ، و به وحدانيّت اين پروردگار عظيم اقرار كنيد ؛ بار پروردگارا ! ما ايمان آورديم ، و اعتراف به عظمت و وحدت تو داريم ؛ بنابراين ، درخواست و دعاى ما آنست كه : ما را مورد غفران و آمرزش خود قرار دهى ، و از گناهان و سيّئات ما درگذرى ، و ما را با ابرار و پاكان بميرانى ! بار پروردگارا ! از تو تقاضا داريم آنچه را كه بوسيلهء پيغمبرانت به ما وعده دادى ، عنايت بفرمائى ! و در روز بازپسين ما را شرمنده و منكوب و مخذول مگردانى ؛ البتّه عادت تو خلف وعده نيست ! »
[ ورود اين آيات دربارهء أمير المؤمنين و سه فاطمهء همراه ايشان ، در وقت هجرت از مكّه به مدينه ]
در تفاسير آمده است : اين آيات در بيابان هجرت از مكّه به سوى مدينه دربارهء أمير المؤمنين عليه السّلام و همراهانش سه فاطمه : اوّل : فاطمه دختر رسول خدا كه هنوز با آن حضرت تزويج نكرده بود و هشتساله بود ، دوّم :
فاطمه بنت أسد ، مادر خود آن حضرت بود ، سوّم : فاطمه بنت زبير بن عبد المطّلب ؛ و نيز أيمن پسر امّ أيمن ، و أبو واقد ليثى : دو نفر مستضعف همراه ؛ نازل شده است .
اين داستان شرح عجيبى دارد و تفصيل آن واقعا شنيدنى است ، ولى ما اكنون بطور اختصار آن را ذكر مىكنيم :