گفتند : مگر زندگانى را دوست مىدارى ؟ ! گفت : نى ، و ليكن به حضرت پادشاه پادشاهان شدن صعب است . » « 1 »
[ تدبّر و تأمّل در قرآن ، كليد نجات و مفتاح سعادت است ]
عجيب است اين قرآنى كه بايد امثال فضيلها و بشرها و همّامها تربيت كند ، چرا مردم از آن غفلت دارند ؟ قرآن اختصاص به آنان نداشته است .
دعوت قرآن عامّ است . نداى يا أيّها النّاس اين كتاب ملكوتى ، شرق و غرب عالم را فرا گرفته است ، و همه را بر سر اين مائدهء آسمانى دعوت مىكند ، و تمام بشر را به مقام انسانيّت سوق مىدهد .
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
. « 2 » « آيا اين مردم در قرآن تدبّر و تأمّل نمىنمايند ؛ يا آنكه بر روى دلهائى ، قفلهاى آن دلها زده شده و راه تفكّر را بسته است ؟ ! » يعنى هركس كه مهر شقاوت و تيرگى و عناد ، دل او را ختم ننموده باشد ، حتما بايد از كتاب خدا بهرهبردارى نموده ، و در آياتش تدبّر نمايد . كسى مىتواند راه خدا را طىّ كند كه از برنامهء حركت مطّلع باشد ؛ قرآن كتاب سير و سلوك است . راهنما به اعلى درجهء استعداد و قابليّت انسان است . اگر كسى با قرآن آشنائى نداشته باشد و راه سير و معدّات و يا موانع و صوارف و آفاتش را نداند ، كجا مىتواند سير كند ؟
بنابراين اصل ، نزول قرآن براى هدايت و عمل بوده ، و اين معنى متوقّف بر تفكّر و تدبّر است .
خداوند در چهار جاى يك سوره از قرآن مىگويد :
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ *
. « 3 »
هامش
( 1 ) « تذكرة الأولياء » ص 111
( 2 ) آيه 24 ، از سورهء 47 : محمّد
( 3 ) آيات 17 و 22 و 32 و 40 ، از سورهء 54 : القمر