[ كلام امام حسن مجتبى عليه السّلام در هنگام رحلت ، دربارهء سبب گريهء آن حضرت ]
و از ابن خلّكان آورده است كه : « بعضى به بشر در حال احتضار گفتند :
كأنّك يا أبا نصر تحبّ الحياة ؟ ! « گويا تو اى أبا نصر ، زندگى را دوست دارى ؟ ! » بشر گفت : القدوم على الله شديد ! « وارد شدن بر خدا شديد است ! » » صاحب « روضات » مىگويد : « من مىگويم : اين كلام نظير آن گفتارى است كه از سيّدنا أبى محمّد الحسن المجتبى عليه السّلام در وقت رحلت بروز كرد . چون آن حضرت گريه مىكرد ، و به او گفتند : و مثلك يبكى ؛ مع ما لك من القرابة من رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و الأعمال الصّالحة ، و الخروج من مالك مرّتين ، و حجّ بيت الله عشرين مرّة ماشيا ؟ ! « آيا مثل تو گريه مىكند ؛ با اين قرابتى كه به رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم دارى ، و اين اعمال صالحه را كه انجام دادهاى ، و دو بار تمام اموال و دارائى خود را در ميان فقرا و مستمندان تقسيم نمودى و براى خودت هيچ نگذاشتى ، و بيست بار با پاى پياده حجّ بيت الله الحرام را بجاى آوردهاى ؟ ! » حضرت فرمود : إنّما أبكى لخصلتين : لهول المطّلع ، و فراق الأحبّة .
و فى رواية : أقدم على سيّد لم أره . « 1 » « من براى دو جهت گريه مىكنم : براى ترس از تجلّيات جلاليّهء الهيّه كه ناگهان از مقام عزّ قدس ساحت كبريائى مىزند و چون برق ، ريشه و اصل وجود را مىسوزاند و به باد فنا مىدهد ؛ و براى فراق دوستان و محبّان . » و در روايتى است كه : « من وارد مىشوم بر آقا و سيّد و سالارى كه تا به حال او را نديدهام . » » و شيخ فريد الدّين عطّار دربارهء بشر گويد :
« چون وقت مرگش در آمد ، در اضطرابى عظيم بود ، و در حالى عجيب .
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 133