شده است ؛ آرى ! امرى بزرگ موجب ديوانگى آنها شده است . »
[ تأثير خطبهء أمير المؤمنين عليه السّلام در همّام و جان سپردن وى ]
أمير المؤمنين عليه السّلام اين خطبه را مفصّلا ادامه مىدهند ؛ تا اينكه همّام يك صيحه مىزند و بىهوش به روى زمين مىافتد . چون نظر مىكنند مىبينند جان داده است . « 1 »
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء شمارهء 191 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده :
ص 395 تا ص 400 ؛ ابن أبى الحديد در شرح خود ، درج 10 از طبع دار الكتب العربى ، در ص 134 گفته است : « همّامى كه در اين خطبه ذكر شده است همّام بن شريح بن يزيد بن مرّة ابن عمرو بن جابر است ، و از شيعيان أمير المؤمنين عليه السّلام و مواليان وى بوده است . » و ملّا فتح الله نيز در شرح خود ص 323 گويد : « او را همّام بن شريح گفتندى . » امّا محمّد بن طلحهء شافعى در كتاب ارزشمند خود : « مطالب السّئول » ص 54 و 55 ، اين خطبه را در حضور همّام بن عبادة بن خثيم كه برادرزادهء ربيع بن خثيم است دانسته ، و صعقه و موت اين همّام را ذكر مىكند : « نوف بكالى مىگويد : حاجتى به أمير المؤمنين عليه السّلام پيدا كردم . با خود ، جندب بن زهير و ربيع بن خثيم ، و همّام بن عبادة بن خثيم را همراه بردم . و همّام از اصحاب برانس بود و از متعبّدين مشهور . چون به علىّ رسيديم ، درحالىكه به قصد نماز از منزل خارج شده بود با او ملاقات كرديم . او به راه افتاد و ما هم همراهش بوديم تا رسيديم به جمعى كه از مردم پست و رذل بوده ، در سخنان فكاهى و لهو و شوخى فرورفته بودند . چون حضرت را ديدند به شتاب به سوى او رفته و سلام كردند .
حضرت جواب سلام را داد و فرمود : كيستيد ؟ گفتند : مردمى هستيم از شيعيان تو اى أمير المؤمنين ! حضرت به آنها خير و خوبى گفت ، و پس از آن گفت : پس چرا من در شما علامت شيعه و اثر محبّ را نمىبينم ؟ آن قوم حيا نموده جواب ندادند . جندب بن زهير و ربيع بن خثيم رو به حضرت نموده عرضه داشتند : اى أمير المؤمنين ! علامت شيعيان شما كدام است ؟ حضرت جواب نداد . همّام كه مرد عابد و مجتهدى بود گفت : ترا سوگند مىدهم به آن خدائى كه شما را كه أهل البيت مىباشيد ، گرامى داشت و اختصاص به خود داد ، و چيزهاى خاصّى از خزائن خود به شما عنايت كرد ؛ كه از صفات شيعيان خود براى ما بيان كنى ! حضرت فرمود : شيعتنا هم العارفون بالله ، العاملون بأمر الله ، آنگاه