تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مىدانند كه : صداى زفير و شهيق جهنّم ( كه صداى بدوى و صداى نهائى آنست ، همچون نعيق حمار در به دو و انتهاى نعره‌اش ) در بيخ و بن گوشهايشان است . » فهم حانون على أوساطهم ، مفترشون لجباههم و أكفّهم و ركبهم و أطراف أقدامهم ، يطلبون إلى الله تعالى فى فكاك رقابهم . و أمّا النّهار فحلماء علماء ، أبرار أتقياء . قد براهم الخوف برى القداح . ينظر إليهم النّاظر فيحسبهم مرضى ؛ و ما بالقوم من مرض ، و يقول : قد خولطوا ؛ و لقد خالطهم أمر عظيم . « و بنابراين ، ايشان از كمرهاى خود كه ميان آنهاست ، به ركوع خم مىگردند ، و پس از آن جبهه‌ها و كف دست‌ها و كندهء زانوها و سرانگشتان قدمهاى خود را روى زمين پهن مىكنند به حال سجده ، در نمازهاى خود . و از خداوند تعالى مىخواهند و مسئلت دارند تا آنان را از طوق بندگى و رقّيّت شيطان و نفس امّاره رها كرده ، گردنهاى ايشان را از غلّ و زنجير هوا و هوس گشوده ، در عالم عبوديّت حضرت احديّت كه حرّيّت محض است درآورد . امّا چون شب سپرى شود و روز دررسد ، مردمى هستند حليم و شكيبا ، عالم و دانا ، نيكوكار و پرهيزگار . كه خوف و خشيت حضرت احديّت از آنكه ايشان را به مقام عرفان محض نرسانيده و در ذات خود مندكّ و فانى ننموده است ، و شوق و اشتياق وصال محبوب ازلى و سرمدى ، و عشق سوزان و گدازان هجران ذات ابدى و لايزالى آنها را همانند تيرى كه براى كمان مىتراشند و صاف و كوچك و سبك مىكنند ، كوچك و سبك نموده و تراشيده است . كسى كه به آنها نظر كند مىپندارد آنها مريض‌اند ؛ و ليكن آنها مريض نيستند و كسالتى ندارند . و مىگويد : ايشان ديوانه شده‌اند و در عقلها و ادراكاتشان نقصانى پيدا
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 284 | السيد محمد حسين الطهراني