عيبگوئى دربارهء من نسبت به خون عثمان ؟ خصوصا كه آنها ميدانند من براى او خيرخواه و ناصح بودم و بهترين كسى بودم كه فساد و ضرر و هلاك را از او دفع مىنمودم . ) آيا آگاهى و دانش جاهلان به سابقهء من در استوارى دين ، ايشان را منع نمىكند از تهمت بر من ؟
آرى ! آنچه از پند و موعظه براى آنها در كتاب خدا آمده است ، از گفتار من بليغتر و رساتر است . ( كه مىگويد : غيبت در حكم خوردن گوشت مردهء برادر است . « 1 » ) من با برهان ساطع و دليل قويم بر كسانى كه از دين خارج مىشوند مبارزه و محاجّه مىكنم . و با افراد مرتاب و شكّاك كه داراى يقين نيستند و دين را بازيچه و لعب خود قرار مىدهند دشمنم ! اعمال متشابهه را كه داراى دو وجهه هستند و دو گونه تفسير دارند ، بايد به كتاب خدا عرضه داشت ؛ و از كتاب خدا رفع شبهه كرد ، و معناى صحيح و حقيقى آن را جست . ( آنچه موافق است با كتاب خدا حقّ و مشروع است ؛ و آنچه مخالف است باطل و ممنوع است . بنابراين هركس كه ملتزم به احكام كتاب الله باشد ، حقّ عيبگوئى ندارد و نمىتواند در حقّ من طعن زند و بدون شاهد و برهان تهمتى را حواله دهد . ) و مجازات بندگان خداوند بواسطهء نيّتهاى آنهاست ، كه هر كه نيّتش
هامش
( 1 ) ذيل آيه 12 ، از سورهء 49 : الحجرات :وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ. « و نبايستى بعضى از شما غيبت بعضى ديگر را بنمايند . آيا يك نفر از شما دوست دارد كه گوشت بدن برادر مردهاش را بخورد ؟ ! البتّه شما اين را ناپسند داريد ؛ بنابراين از خداوند بپرهيزيد كه او توبه را قبول مىكند ، و نسبت به بندگانش مهربان است . »