مىنمائى ، حال اين مردم مانند حال آنها در مرحلهء اوّلين شرك و بتپرستى است كه من كارزار مىكردم ، و دستكم از آن چيزى ندارد . » فقلت : يا رسول الله ! فبأىّ المنازل أنزل هؤلاء المفتونين من بعدك ؟ ! أ بمنزلة فتنة أم بمنزلة ردّة ؟ ! فقال : بمنزلة فتنة يعمهون فيها إلى أن يدركهم العدل .
فقلت : يا رسول الله ! أ يدركهم العدل منّا أم من غيرنا ؟ ! فقال : بل منّا ؛ بنا فتح الله و بنا يختم ، و بنا ألّف الله بين القلوب بعد الشّرك و بنا يؤلّف بين القلوب بعد الفتنة .
فقلت : الحمد للّه على ما وهب لنا من فضله . « 1 » « من گفتم : اى رسول خدا ! من از كدام جهت با آنان مواجه شوم ؟ و بر كدام مقام و منزله آنها را درآورم ؟ و با آنها چگونه رفتار نمايم ؟ آيا ايشان را مسلمان مفتون و مفسد بدانم ، و بر اين اساس رفتار كنم ؟ يا كافر مرتدّ و از دين برگشته بدانم ، و بر اساس قوانين و مقرّرات با اهل ردّه و مرتدّين رفتار كنم ؟ ! رسول خدا گفت : در مقام و منزلهء فتنه و فساد آنان را قرار بده ، و با ايشان همچون مسلمان مفتون و مبتلا به فساد و تباهى عمل كن ! ايشان در اين گمرهى و ضلالت و فتنه و بلا مىمانند تا وقتى كه عدل الهى به آنها برسد و آنان را دريابد .
من گفتم : اى رسول خدا ! آيا آن عدلى كه آنان را در مىيابد و از اين فتنه و فساد بيرون مىآورد ، از ما خواهد بود يا از غير ما ؟ ! رسول خدا گفت : از ما خواهد بود ؛ خداوند بواسطهء ما اسلام و رحمت و عدل و ولايت را گشوده است ، و بواسطهء ما نيز خاتمه مىدهد . و بواسطهء ما خداوند در ميان دلها پس از شرك ، ايجاد الفت و صفا و يگانگى نمود ؛ و
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 8 ، ص 457