بواسطهء ما نيز در ميان دلها پس از فتنه و فساد ، ايجاد الفت و مودّت مىكند .
من گفتم : حمد و سپاس اختصاص به خداوند دارد بر اين فضل و شرفى كه به ما عنايت كرده است . » » انحراف از تأويل قرآن به قدر انحراف از اصل قرآن ، انسان را از حقيقت دور مىكند . فائدهء قرآن براى فهميدن و عمل به مضمون آنست ؛ اگر كسى بگويد : قرآن را پذيرفتهام و تأويل آن را نمىپذيرم ، و روى فهم و ادراك خود و سليقهء خود به آن عمل مىكنم ، يعنى متشابهات را به محكمات ارجاع نمىدهم ؛ مانند كسى است كه بگويد : اصل قرآن را نپذيرفتهام .
[ فتنههاى معاويه و دستيارانش ، با تمسّك و استدلال به آيات قرآن ]
مصيبت و گرفتارى أمير المؤمنين عليه السّلام از اين دسته بود . معاويهء شيّاد دنياپرست خود را طالب خون عثمان قلمداد كرده ، و به آيه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى
« 1 » و به آيه :
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
« 2 » تمسّك مىكند . و أمير المؤمنين عليه السّلام را متّهم به قتل عثمان كرده ، و علماى شام كه ريزهخواران سفرهء آلوده اويند ، مردم نادان و سادهلوح را فريفته و تحريك به قتل أمير المؤمنين عليه السّلام و برقرارى امارت و حكومت وى به آيه شريفه :
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً
« 3 » مىنمايند . اين آيات از قرآن است ، و ليكن مفاد و معنايش حقّانيّت معاويه نيست . اوّلا عثمان وصىّ و فرزند دارد ، آنها بايد طالب خون او باشند ، به معاويه چه مربوط ؟ ثانيا أمير المؤمنين عليه السّلام كشندهء عثمان نبودهاند ، بلكه از قتل او جلوگيرى
هامش
( 1 ) صدر آيه 178 ، از سورهء 2 : البقرة : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! حقّ قصاص براى كشتگانتان براى شما ثبت شد . »
( 2 ) صدر آيه 179 ، از سورهء 2 : البقرة : « و از براى شما در زندگى بواسطهء حكم قصاص ، حيات و تأمين ادامهء زنده بودن است . »
( 3 ) قسمتى از آيه 33 ، از سورهء 17 : الإسراء