تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
كرده‌اند ، تمسّك به آيه در اين مورد چه معنى دارد ؟ ثالثا اينك كه تمام طبقات با أمير المؤمنين عليه السّلام بيعت به خلافت كرده‌اند و او حاكم مطاع مسلمين است ، وظيفه دارد در صورت فرض مظلوميّت عثمان و تقاضاى ورثهء او قصاص از قاتلان را ، محكمه‌اى تشكيل دهد و فصل خصومت كند ؛ به معاويه كه يكى از افراد رعيّت است ربطى ندارد ! امّا از همهء اين خصوصيّات ، معاويه و دستياران او چشم پوشيده ، آيه قرآن را در غير مورد و موضوع خود قرار داده ، وسيلهء جنجال و غوغا نموده تا از فتنه و فساد استفادهء سوء كنند و چند صباحى بر اريكهء حكومت جور سوار شوند . اينها همه انحراف و زيغ است كه
فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
« 1 » دربارهء ايشان صادق است .

[ خطبهء أمير المؤمنين در برائت از خون عثمان ]

سيّد رضىّ جامع « نهج البلاغة » مىگويد : چون به آن حضرت رسيد كه بنى اميّه او را در مشاركت خون عثمان متّهم داشته‌اند ، خطبه‌اى بدين گونه ايراد كرد : أو و لم ينه أميّة علمها بى عن قرفى ؟ أ و ما وزع الجهّال سابقتى عن تهمتى ؟ و لما وعظهم الله به أبلغ من لسانى ! أنا حجيج المارقين ، و خصيم المرتابين . و على كتاب الله تعرض الأمثال . و بما فى الصّدور تجازى العباد . « 2 » « آيا علم و اطّلاع بنى اميّه از من ، ايشان را بازنمىدارد ازاين‌گونه عيب‌گوئى دربارهء من ؟ ( يعنى آيا بنى اميّه را علم و اطّلاع به حال من و سابقهء من در دين و اجتناب از ريختن خون به ناحقّ ، بازنمىدارد از عيب‌جوئى و
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 7 ، از سورهء 3 : آل عمران ( 2 ) « نهج البلاغة » خطبهء 73 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء محمّد عبده : ج 1 ، ص 125