تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
كند با آنها جنگ كنم ؟ ! رسول خدا گفت : در بدعت‌هائى كه در دين مىگذارند ، و بر مخالفت امرى كه مىكنند ! » فقلت : يا رسول الله ! إنّك كنت وعدتنى الشّهادة فاسأل الله أن يعجّلها لى بين يديك . قال : فمن يقاتل النّاكثين و القاسطين و المارقين ؟ أما إنّى وعدتك بالشّهادة و تستشهد ! يضرب على هذه فتخضب هذه . فكيف صبرك إذن ؟ ! فقلت : يا رسول الله ! ليس ذا بموطن صبر ؛ هذا موطن شكر ! قال : أجل ! أصبت ؛ فأعدّ للخصومة فإنّك مخاصم . « من گفتم : اى رسول خدا ! تو به من وعدهء شهادت داده بودى ، اينك از خدا بخواه تا شهادت را به زودى در برابرت و در ركابت نصيب من كند ! رسول خدا گفت : با اين فرض ، چه كسى با ناكثين و قاسطين و مارقين كارزار مىكند ؟ ! آرى ، من به تو وعدهء شهادت داده‌ام و شهيد خواهى شد . اين فرق سرت با ضربهء شمشير خواهد شكافت ، و اين محاسن تست كه از خون آن خضاب مىشود ! در اين موقعيّت ، صبر و استقامتت چقدر است ؟ ! من گفتم : اى رسول خدا ! اينجا جاى صبر نيست ؛ اينجا جاى شكر است ! رسول خدا گفت : آرى ! راست گفتى . پس بنابراين خود را آماده براى دفاع از دشمنان خود نما ؛ زيرا كه تو مورد خصومت و كينه و دشمنى و عداوت واقع مىشوى ! » فقلت : يا رسول الله ! لو بيّنت لى قليلا ! فقال : إنّ أمّتى ستفتن من بعدى ؛ فتناول القرءان و تعمل بالرّأى ، و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 238 | السيد محمد حسين الطهراني