آيات كتاب محكم مىباشند و در آن ، آيهاى كه مرجعش به محكم نباشد نداريم .
مثلا خداوند مىفرمايد :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 1 » . « خداوند بر روى كرسى و تخت قرار گرفت و متمكّن شد . » اين آيه در ابتداى امر ، فهمش براى مستمع اشتباه مىشود . زيرا ممكنست معناى عرش از قبيل همين كرسىها و تختها باشد ، ولى چون آن را به آيه :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 2 » . « مثل و مانند خداوند هيچچيزى نيست . » ارجاع دهيم ، معلوم مىشود كه : تخت و كرسى خداوند متناسب با وجود ازلى و ابدى و لا يتناهى اوست ؛ و خواهى نخواهى منطبق بر عالم اراده و مشيّت ، و يا بر كاخ وجود و جميع عالم هستى خواهد شد . » « 3 » « و امّا در و ما يعلم تأويله إلّا الله « تأويل قرآن را غير از خدا كسى نمىداند . » ظاهر عبارت آنست كه ضمير در تأويله را به ما تشبه ارجاع دهيم ، همانطوركه در عبارت و ابتغاء تأويله مطلب از همين قرار است .
و اين مستلزم آن نيست كه تأويل منحصر در آيات متشابه باشد ، چنان كه بحث آن گذشت . و همچنين امكان دارد ضمير را ارجاع به كتاب دهيم ، مانند ضمير در عبارت ما تشبه منه .
[ معنى و تفسير « راسخين در علم » ]
و از ظاهر حصر در عبارت و ما يعلم تأويله إلّا الله استفاده مىشود كه علم به تأويل انحصار در خدا دارد . و امّا عبارت و الرّاسخون فى العلم « و رسوخكنندگان در علم » ، ظاهر آنست كه « واو » براى استيناف باشد نه براى
هامش
( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 20 : طه
( 2 ) قسمتى از آيه 11 ، از سورهء 42 : الشّورى
( 3 ) « الميزان فى تفسير القرءان » ج 3 ، ص 18 و 19