است كه بر پيغمبران نازل شده است ؛ نبايد گوش فراداشت .
زيرا بر اين سخنان هيچ شاهد و دليلى از لفظ كتاب و سنّت نمىتوان يافت .
و امّا در عبارت مثانى اختلاف بسيارى نمودهاند كه آيا من براى تبعيض است و يا براى تبيين ؛ و نيز در كيفيّت اشتقاق لفظ مثانى و وجه تسميهاش به مثانى .
و آنچه را كه سزاوار است در اينجا گفته شود - و الله أعلم - آنست كه : من براى افادهء معناى تبعيض است . زيرا خداوند تمام آيات كتابش را مثانى خوانده است :
كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
( زمر - 23 ) و آيات واردهء در سورهء حمد از جملهء آيات قرآن است ؛ و بنابراين بعضى از مثانى است نه همهء مثانى .
و ظاهر آنست كه مثانى جمع مثنيّة اسم مفعول از ثنى به معناى پيچيدن و عطف و برگرداندن باشد . خداوند مىفرمايد :
يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ
( هود - 5 ) « ايشان سينههاى خود را برمىگردانند و به جانب دگر متوجّه مىشوند . »
[ تمام آيات قرآن متشابه ( شبيه به هم ) و مثانى مىباشند ]
و به آيات قرآن از آن جهت مثانى گفته مىشود كه : بعضى مفسّر معناى بعضى دگر است ، كأنّه مىپيچد و عطف نظر به معناى آن دارد . و مشعر بدين معنى است قوله : كتبا متشبها مثانى « كتابى است كه آياتش همه شبيه به هم است ، و ناظر به يكديگر است . » زيرا در اين عبارت جمع كرده است ميان اينكه كتاب متشابه است و بعضى از آياتش به بعضى دگر شبيه است ، و ميان اينكه آياتش مثانى است و نظر خود را برداشته و منعطف بر آيات دگر كرده است .
در كلام رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم است كه : إنّ القرءان يصدّق بعضه بعضا . « قرآن بعضى از آياتش گواهى بر صدق بعضى از آيات ديگر مىدهد . »