حديث ، گفتار است ؛ همچنانكه آمده است :
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ
. « 1 » « همانند گفتار قرآن ، گفتارى بياورند ! » و نيز آمده است :
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
. « 2 » « به كدام سخن غير از سخن قرآن إيمان مىآورند ؟ » و بدين سبب بهترين گفتار است ، كه اشتمال دارد بر عين واقعيّت و محض حقيقت كه
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
« 3 » ؛ و كلامه المجيد . « 4 » « باطل نه مىتواند از روبرو و مقابل قرآن به آن راه يابد ، و نه از پشت سر و عقب آن . » و « آن كلام با مجد و عظمت خداوند است . »
[ كلام حضرت استاد علّامهء طباطبائى در معنى « متشابه » و « مثانى » ]
و معناى كتبا متشبها آنست كه بعضى از اجزاء آن با بعض دگر شباهت دارد . و اين غير از تشابهى است كه در متشابه برابر محكم آمده است . زيرا آن براى بعضى از آيات قرآن است ، و اين براى تمام آيات .
و مثانى جمع مثنيّة ، به معناى عطف توجّه و روى آوردن است . چون آيات قرآن بعضى بر بعض دگر ناظر است و مبيّن معناى آن است ، و بعضى تفسير بعض دگر را مىنمايد ؛ بدون آنكه يكديگر را دفع كنند و مناقضهاى پيش بياورند و اختلافى پديد آيد . همانطوركه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) صدر آيه 34 ، از سورهء 52 : الطّور
( 2 ) آيه 50 ، از سورهء 77 : المرسلات
( 3 ) قسمتى است از آيه 41 و 42 ، از سورهء 41 : فصّلت :إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ .( 4 ) اقتباس از دو آيه قرآن است :
اوّل : آيه 1 ، از سورهء 50 : ق :ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ.
دوّم : آيه 21 و 22 ، از سورهء 85 : البروج :بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ.