أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
. « 1 » « آيا در اين قرآن تدبّر و تأمّل نمىكنند ؟ و اگر هرآينه اين قرآن از نزد غير خدا آمده بود ، تحقيقا در آيات آن اختلاف بسيارى را در مىيافتند . » و معناى تقشعرّ منه جلود الّذين يخشون ربّهم آنست كه : پوستهاى بدنشان بواسطهء استماع اين أمر هائل و ترساننده ، و يا رؤيت آن ، چنان منقبض و جمع مىشود كه ناشى از بصيرت موقف نفوسشان در قبال عظمت پروردگارشان است . زيرا چون به ساحت قدس و كبريائيّت او توجّه نمايند ، دلهايشان در اضطراب و دهشت افتد ، و پوستهاى بدنشان شروع به انقباض و جمع شدن مىكند . » « 2 » و همچنين از آيات كريمهء اين كتاب مبين است :
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
. « 3 » « و هرآينه ما تحقيقا به تو هفت آيه از آيات ناظر به هم را دادهايم ، و ما به تو قرآن عظيم را دادهايم ! » حضرت استاد قدّس الله نفسه در اين آيه فرمودهاند : « مراد از سبع المثانى سورهء حمد است ، همانطوركه در بسيارى از روايات واردهء از رسول خدا و ائمّهء أهل البيت عليهم السّلام تفسير شده است . بنابراين ، به گفتار بعضى كه گفتهاند : مراد سبع طوال ( هفت سورهء بزرگ اوّل قرآن ) است ، و به گفتار بعضى دگر كه گفتهاند : مراد حواميم سبع ( هفت سوره كه با حا ميم : حم شروع مىشود ) است ، و نيز به گفتار بعضى كه گفتهاند : مراد هفت صحيفه از صحفى
هامش
( 1 ) آيه 82 ، از سورهء 4 : النّساء
( 2 ) « الميزان فى تفسير القرءان » ج 17 ، ص 269 تا ص 271
( 3 ) آيه 87 ، از سورهء 15 : الحجر