انگلستان اراضى ايران را مفصّلا مىنويسد : آنگاه مؤلّف اين تاريخ گويد :
« شكيب أرسلان در تعليقهء خود بر كتاب « حاضر العالم الإسلامىّ » گويد :
فكان هذا النّداء من السّيّد الحسينىّ من أعظم أسباب الفتوى الّتى أفتاها ذلك الإمام ببطلان هذا الامتياز ، و اضطرّت الحكومة الفارسيّة خوف انتقاض العامّة إلى إلغائه . » - انتهى .
« اين نداى بلند از اين سيّد حسينىّ از بزرگترين علل و اسباب فتوائى بود كه آن امام دربارهء بطلان امتياز تنباكو صادر كرد ؛ و حكومت ايران از ترس و دهشت مخالفت و تمرّد و درهم شكستن عامّهء مردم حكومتش را ، مضطرّ و مجبور به الغاء آن گرديد . » و ليكن علّامه سيّد محسن عاملى گويد : « امام مجدّد شيرازى چون مطّلع بر اعطاء امتياز به دولت بريطانيا شده بود ، قبل از وصول نامهء سيّد فتواى خود را راجع به تحريم تنباكو صادر نموده بود . » و تمام متن را آن مرحوم نقل كرده است . « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) « أعيان الشّيعة » ج 16 ، از ص 277 تا ص 283
( 2 ) اينجانب در رسالهء جداگانه و مختصرى كه نوشتهام ، دربارهء سيّد جمال الدّين نظر خوشى ندارم ؛ و او را مرد الهى نمىدانم . گرچه مسلّما از نوابغ دهر و از فلاسفهء عاليمقام بوده و در خطابه و عربيّت ممتاز بوده ، و سعى وافرى در تشكيل حكومت واحده و مركزى براى مسلمين داشته است ؛ ولى از اين نمىتوان اثبات معنويّت و حتّى اسلام او را به معنائى كه متداول و معروف است نمود . و بالأخصّ از جواب خطابهء إرنست رنان بر مىآيد كه : معتقد به نبوّت انبياء و اتّصال به عالم غيب نبوده است . او گرچه ميل به اتّحاد مسلمانان داشت ، ولى در سايهء رياست و حكم و محوريّت خودش . و به همين جهت كامياب نشد ، و در حال ذلّت و سرافكندگى در تركيّه نزد سلطان عبد الحميد عثمانى جان سپرد . و از بسيارى از سخنان او مشهود است كه : تجدّد و تغيير اسلام را مىخواسته است ؛ نه فقط تجدّد و تغيير مسلمين را . و آرزو مىكرده است كسى پيدا شود و زنجيرهائى را كه اسلام بر مسلمين