مصر و انگليسها آن را بهم مىزنند ، و سيّد را از مصر بيرون مىكنند . » « 1 »
[ بخشهائى از شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى ]
مؤلّف شرح حال و آثار سيّد ، در اينجا به دنبال مطلب فوق گويد :
« بارى در سال 1296 هجريّهء قمريّه سيّد را با خادمش و شاگردش أبو تراب از مصر خارج مىكنند .
سيّد به هند مىرود . و در سنهء 1298 رسالهء نيچريّة را در ردّ دهريّين نوشت و در بمبئى طبع شد . و در سنهء 1300 از هندوستان به لندن رفت ، و بعدا به پاريس مىرود ، و سه سال در آنجا ماند ، و جريدهء فريدهء « العروة الوثقى » را به محرّرى شيخ محمّد عبده بر ضدّ پلتيكهاى انگلستان و اروپائيان در سال 1301 تأسيس ، و مجّانا به جميع نقاط شرق فرستاد .
ولى افسوس كه هجده شماره از آن بيشتر منتشر نشد و سپس توقيف شد . « 2 »
هامش
( 1 ) « شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى » كه به قلم ميرزا لطف الله اسدآبادى و مقدّمهاى از حسين كاظمزاده ( ايرانشهر ) به طبع رسيده است . البتّه اين مقدارى كه ايشان از خطبهء سيّد آوردهاند و ما در اينجا ذكر نموديم ، بعضى از خطابهء اوست كه در ص 28 تا ص 30 از اين كتاب ، همشيرهزادهء مؤلّف از كتاب « گفتار خوش يار قلى » تأليف شيخ محمّد محلّاتى غروى آورده است ؛ بدانجا مراجعه شود .
( 2 ) أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 139 و 140 گويد : « مسلمين بايد بر اساس اسباب حركت كنند تا پيروز شوند . خداوند به اسم مسلم يا نصرانى يا بتپرست نظر نمىكند ، بلكه فقط به اسباب اعتنا دارد . و در مثل عربى وارد است : و من سار على الدّرب وصل « كسى كه از جادّه برود ، به مقصد مىرسد » . - تا آنكه مىگويد :
« إنّ الله لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم ؛ تقدّم مسلمين در مرحلهء اوّل و تأخّرشان در مرحلهء اخير و سپس نهضتشان در مرحلهء ثالث ، مجرّد حوادثى بدون علل طبيعى نبوده است . فقط و فقط معلول علّتها و اسباب طبيعى بوده است كه صاحبان عقلهاى قوى ادراك مىكنند . . . به همين لحاظ بسيارى از مصلحين ، به جامعهء اتّحاد اسلامى مردم را فرا مىخوانند ؛ و مقصودشان رابطهاى است كه ميان مسلمين در اقطار مختلفه از