تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مىماند ، و سپس به اطريش مىرود . و ناصر الدّين شاه در سفر اخيرش به فرنگستان او را در وين ملاقات مىكند ، و سپس با مواعيد و مواثيقى و تعهّداتى كه مىكند كه به گفتار او عمل نمايد ، دو مرتبه او را به طهران دعوت مىكند . سيّد به طهران مىآيد ، ولى ناصر الدّين شاه نقض عهد مىكند و به پيشنهادهاى سيّد در امور اصلاحيّه وقعى نمىگذارد . سيّد نيز علنا با او مخالفت نموده ، و در حضرت عبد العظيم 7 ماه بست مىنشيند . تا آنكه عاقبت به حكم ناصر الدّين شاه ، ميرزا على اصغر خان صدر اعظم در سنهء 1308 او را گرفته و با حالت مرض در زمستان سرد با قاطر به كرمانشاه و خانقين تبعيد مىكند . و از آنجا حاكم بغداد او را به بصره مىفرستد . سيّد از بصره يك كاغذ مفصّلى راجع به تسلّط انگليس بر ايران ، و خريدن اراضى و استحكامات ايران ، و امتياز تنباكو و عواقب وخيم آن ، و غفلت و جرم ناصر الدّين شاه در اين مسئله به مرحوم آية الله مرجع تقليد وقت : حاج ميرزا محمّد حسن شيرازى به سامرّاء مىنويسد ، و از بصره به صوب لندن مىرود . » « 1 » در كتاب « تاريخ سامرّاء » و در كتاب « أعلام الشّيعة » با ادلّهء فراوانى اثبات مىكنند كه : سيّد جمال الدّين ايرانى و شيعه بوده ؛ و اينكه بعضى از غربيّين و مصريّين وى را افغانى ميدانند ، غلط محض است . « 2 »

[ نامهء سيّد جمال به مرحوم مجدّد شيرازى راجع به قضيّهء تنباكو ]

در « تاريخ سامرّاء » نامهء سيّد جمال الدّين را از بصره به امام مجدّد : مرحوم حاجّ ميرزا محمّد حسن شيرازى راجع به قضيّهء تنباكو ، و احتلال دولت
هامش
( 1 ) « شرح حال و آثار سيّد جمال الدّين اسدآبادى » برداشتى از ص 37 تا ص 53 ( 2 ) « تاريخ سامرّاء » مورّخ شهير شيخ ذبيح الله محلّاتى ، ج 2 ، ص 35 ؛ و « أعلام الشّيعة » شيخ آقا بزرگ طهرانى ، ج 1 « نقباء البشر فى القرن الرابع عشر » ص 310 و 311