و در حدود سنهء 1303 از پاريس عازم مشرق زمين شد ، و ناصر الدّين شاه توسّط صنيع الدّولة او را به طهران دعوت كرد . سيّد در سنهء 1304 وارد طهران شد . و ناصر الدّين شاه پيشنهاد رياست وزرايى و رياست دارالشّورى را به وى نمود ، ولى او قبول نكرد و گفت : من طالب دنيا و رياست نبوده و نيستم ؛ و مقصود من فقط اصلاح امور مسلمين است .
در سنهء 1304 از طهران به روسيّه مىرود ، و دو سال در شهر پطرسبورگ
هامش
- پارس و ترك و عرب پيوند دهد . و اين كلمه يعنى اتّحاد مسلمين در قرن گذشته براى اروپائيان كلمهء موحشى بود . و آنچه را كه مرحوم سعد زغلول گفته است كه : « صفر با صفر مىشود : صفر » درست نيست ، بلكه صحيح آنست كه بگوئيم : « پنج ناقص در پنج ناقص مىشود : بيست و پنج » . هريك از دول به تنهائى نمىتواند كارى بكند ، و ليكن همگى با هم مىتوانند در برابر استعمار اروپا بايستند ، و از آنجائى كه اروپائيان به تدريج و آهسته آهسته براى محق و نابودى مسلمين پيش مىروند ؛ سزاوارتر آنست كه مسلمين براى دفع ناملايمات و پديدههاى غمافزاى استعمار ، به تدريج و آهسته پيش بروند .
اوّلين كسى كه در عصر جديد بدين مطلب ندا در داد سيّد جمال الدّين افغانى بود . » - تا آنكه مىگويد :
« اروپا طاقت نياورد بر جريدهء « عروة الوثقى » كه سيّد جمال الدّين در پاريس آن را منتشر مىكرد ، و آن را بعد از صدور شمارهء هجدهم توقيف نمود . » و در ص 144 گويد :
« انگليس به فرانسه اشاره كرد تا جريدهء « عروة الوثقى » سيّد جمال الدّين افغانى را توقيف نمايد ؛ همانطوركه در تمام اروپا از اين جامعهء اتّحاد اسلامى انتقاد كردند و اعلان كردند تا آن را زشت و قبيح بشمارند . انگليس و فرانسه دانستند كه : اين اتّحاد به جهت غيرت بر اسلام است ، فلذا آن را ناپسند انگاشتند و آن را بزرگترين رذيله از رذائل اخلاقى دانستند و مسلمانان را ترسانيدند از چنين اتّحاد به اميد آنكه مسلمين بترسند و آن را مكروه بدانند و از آن عدول نمايند ؛ با آنكه اين غيرت و تعصّب فضيلتى است از اكبر فضائل كه در مقابل تعصّب نصارى بر ضدّ مسلمين قرار مىگيرد . »