به سزا بخشيده است .
در دنيا خيلى كمتر مذهبى پيدا شده كه به قدر اسلام در قلوب پيروانش نفوذ و اقتدار داشته باشد ، بلكه غير از اسلام شايد مذهبى يافت نشود كه تا اينقدر حكومت و اقتدارش دوام كرده باشد ؛ چه قرآن كه مركز اصلى است ، اثرش در تمام افعال و عادات مسلمين از كلّى و جزئى ، ظاهر و آشكار مىباشد .
اكنون از حكومت سياسى مسلمين فقط در تاريخ اسمى باقيمانده ، ليكن ديانتى كه شالودهء چنين حكومتى را ريخته هنوز هم بر وسعت خود مىافزايد ، چنان كه از مراكش تا چين و از بحر روم تا خطّ استوا و همچنين در آفريقا و آسيا ميليونها نفوس هستند كه هنوز سايهء پيمبر اسلام از ميان قبر بر سر آنها جلوه افكنده و مشغول نورافشانى است . » « 1 »
[ منطق استعمارگران ، قدرت و زور است ]
استعمارگران با مستعمرههاى خود معاملهء با حيوانات را مىكردند و مىكنند . آنها را به آسانى ذبح دستهجمعى مىكردند ، مىكشتند ، آتش مىزدند ، بر اساس تفوّق خودشان بر آنها به منطق قدرت كه آن را ميزان هر حقّ و هر واقعيّتى مىپنداشتند عمل مىكردند .
مىگويند : چون ما زور داريم و تفنگ داريم پس همه چيز داريم . هركس زورش بيشتر است ، سيادتش بيشتر است .
ما مىگوئيم : شما اگر داراى قدرت و فنّ هستيد و از منابع طبيعى سائر نقاط مىخواهيد استفاده كنيد ، اوّلا بايد با كسب اجازهء صاحبان آن وارد شويد . و ثانيا با قرارداد و مقاطعهكارى صحيح و عادلانه عمل نموده و حقّ آنها را بدهيد ؛ و مردم آنجا را معمور كنيد ، خودتان هم معمور شويد ! امّا با تانك و
هامش
( 1 ) « تمدّن اسلام و عرب » ؛ باب پنجم - مذهب و اخلاق ، فصل سوّم - اخلاق اسلام ، ص 568 و 569