توپ زمينى و با آتش فشان دريائى و با بمباران هوائى از روى اجساد صاحبان اقليمى كه براى خودشان در سايهء درخت جنگلى با قناعت زندگى نموده عمر خود را مىگذرانند ، عبور كنيد و دسترنجشان را به يغما ببريد و جمعيّتشان را برده و اسير دسته جمعى كنيد ، آنگاه از منافع و فوائدشان بر تجمّلات زندگى و خوشگذرانيهاى بىحدّ و حساب كامياب گرديد ؛ غلط است .
امّا آن سرمستان بادهء غرور ، و بيهشان نخوت و تكبّر كجا گوششان بدين سخنهاست ؟ آنها كتابها مىنويسند و با ادلّهء واهيه مىخواهند برترى نژاد خود را بر سائر نژادها و بر اين اساس ، حقّ غالبيّت براى خود و حقّ مغلوبيّت طبيعى براى ملل ضعيف اثبات كنند ؛ و به جنايات خود صورت فلسفى و علمى دهند ، و بر ميزان برترى قوّت و زور خود ، اثبات قابليّت فشار بر هر ضعيف و ناتوان بنمايند .
[ كلام علّامهء طباطبائى در كتاب « وحى يا شعور مرموز » دربارهء استعمار ]
و چقدر خوب و عالى بيان فرمودهاند حضرت استاد ما : علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه :
« انسانى كه در ادوار گذشته با پرتاب كردن يك سنگ يك نفر را مىكشت ، اكنون با پرتاب كردن يك بمب يك شهر هيروشيما را نابود مىكند .
انسانى كه يك روز يك انسان ناتوان را اسير گرفته و بردهء خود قرار داده و پشيزى چند از دسترنج او بدست مىآورد ، فعلا به ميليونها برده و ميلياردها ليره و دلار قناعت نمىكند و . . . » « 1 » و نيز فرمودهاند :
« و پيوسته قوانينى در جامعههاى انسانى دائر بوده است ؛ نهايت اينكه در جامعههاى غير مترقّى ، قوانين در ميان زدوخوردها خود به خود به نفع اقويا
هامش
( 1 ) « وحى يا شعور مرموز » طبع دوّم ، ص 92