تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

[ اختلاف نظر منجّمين در اصول علم هيئت ، در قرون اخيره ]

علّت توجّه كپرنيك به حركت زمين ، بواسطهء رصد كردن حركات متضادّه بوده كه در سيّارات مشاهده مىكرد . چون او طبق اصول هيئت بطلميوس ، براى هر حركتى كه در سيّارات مىديد ، فرض فلكى جداگانه مىنمود ؛ تا به جائى رسيد كه ضبط حركات افلاك بدين گونه براى او سخت و دشوار شد . و در همين زمان نيز مراجعه به فرضيّه و نظريّهء فيثاغورس در حركت وضعيّهء زمين مىنمود . و كم‌كم دنبال آن را گرفت كه : ممكنست زمين حركت كند ، و سيّارات همچنين مانند زمين به دور خورشيد بگردند . و در مدارات مستديره ، مسيرشان را طىّ كنند . امّا او دچار اشكال شد ؛ زيرا آنچه را به حساب در مىآورد ، با آنچه را كه رصد مىكرد موافق نمىشد ، و محسوب و مرصود اختلاف داشت . و بنابراين مشكلات آسمانى او حلّ نشد تا از دنيا رفت . و علّتش آن بود كه حركت‌ها را مستديره پنداشته بود ، و همانند قدماء ، مدارات را دائره‌اى شكل مىدانست ؛ و اين پندار موجب عدم حلّ مسائل آسمانى وى شد . اين ببود تا تيكوبراهه (
Tycho - Brahe
) كه ميلادش 1546 و مرگش 1601 ميلادى بود و منجّم دانماركى بود بيامد ، و پس از كپرنيك به تحقيق پرداخت و به خطاى كپرنيك پى برد ؛ و معتقد شد كه اصولا مدار سيّارات دائره‌اى شكل نيستند ، بلكه شبيه به بيضى مىباشند . يعنى به صورت دائرهء كشيده‌شده كه دو كانون پيدا نموده باشد مىباشند . « 1 » با اين ترتيب قدرى محاسبه با رصد نزديك شد ، و محسوب و مرصود متقارب شدند . و ليكن تيكوبراهه اشتباه ديگرى داشت كه مثل بطلميوس زمين را ساكن
هامش
( 1 ) - مستفاد از « گاهنامه » سيّد جلال الدّين طهرانى ( سنهء 1307 ) ص 134 و 135