« پس سوگند اكيد ياد مىكنم به محلّها و مكانهاى نزول و سقوط ستارگان ( يا آيات قرآن ، و يا حركت و مواجههء اولياى مقرّب خداوند در برابر حضرت حقّ ) و اين قسمى است كه اگر بدانيد ، بسيار عظيم است ؛ كه حقّا و حتما اين كتابى است خواندنى و گرامى و رفيع المنزله و بلندپايه ، كه در كتاب پنهان و لوح محفوظ سرّ حقّ مىباشد . و كسى نمىتواند به آن برسد و آن را مسّ كند مگر پاكيزهشدگان و طهارتيافتگان . و از سوى پروردگارى كه پرورنده و آفرينندهء عالمين است نازل گرديده است . » بنابراين كسى كه مىخواهد به حقيقت قرآن و معانى عميقه و اسرار باطنيّهء آن برسد ، بايد به حقيقت طهارت مطلق رسيده باشد . به تبعيّت از قرآن ، و پيروى از منهاج و ممشاى آن حركت كرده ، از عالم نفس امّاره عبور نموده ، ديدگانش به جمال حضرت ازلى افتاده ، و به مقام توحيد مطلق و اصل شده باشد .
يعنى خود قرآن و عمل به آن ، رفته رفته و درجه به درجه او را بالا برده و به اعلى درجه فائز گردانيده است .
علم به قرآن موجب عمل ، و آن عمل موجب علم بيشتر ، و آن علم بيشتر مورث عمل بالاتر ، و آن عمل بالاتر مورث علم عالىتر ؛ و هلمّ جرّا همينطور هريك از مراتب علم و عمل در مرتبهء دانى ، مورث علم و عمل در مرتبهء عالى شده ؛ تا وى را به علم مطلق و عمل مطلق برسانند . يعنى علمى كه لا يتناهى باشد ، و عملى كه طاهر محض بوده و خلوص مطلق داشته و شائبهاى از أنانيّت و هوى و گرايش به ماسوى الله در آن مشاهده نشود .
اينجا مقام فناء فى الله است كه براى عامل به قرآن پيدا مىشود . در اينجا حقيقت كتاب الله ، مشهود و ملموس و محسوس مىگردد . و با چشم خدائى نظر بر كتابش مىافتد . و با گوش خدائى سخنانش را مىشنود . و با زبان خدائى قرآنش را مىخواند . اينجا بنده ديگر ربّ نيست ، و ادّعاى ربوبيّت
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 46
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٦