از اين روايت مباركه بدست مىآيد كه اوّلا : منازل بهشت ، در درجات و مراتب مختلفى قرار دارد ؛ و تعدادشان بسيار است . و لا أقلّ به تعداد آيات قرآن كه از شش هزار و دويست و سى و شش آيه بيشتر ذكر ننمودهاند ، بالغ مىگردد . « 1 »
هامش
( 1 ) - حضرت علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله نفسه در كتاب « قرآن در اسلام » طبع دار الكتب الإسلاميّة ( 1391 هجرى ) ص 128 فرمودهاند : « در عدد مجموع آيات قرآنى ، چنان كه از أبو عمرو دانى منقول است ( « إتقان » سيوطى ، ج 1 ، ص 69 ) شش قول است ؛ برخى گفتهاند : مجموع آيات قرآن شش هزار آيه است ؛ و گفته شده : شش هزار و دويست و چهار آيه ، و گفته شده : شش هزار و دويست و چهارده آيه ، و گفته شده : شش هزار و دويست و نوزده آيه ، و گفته شده : شش هزار و دويست و بيست و پنج آيه ، و گفته شده :
شش هزار و دويست و سى و شش آيه است . و از اين شش قول ، دو قول از آن قرّاء اهل مدينه و چهار قول از آن قرّاء چهار شهر ديگر كه مصحف عثمانى را داشتند : مكّه و كوفه و بصره و شام هستند .
اهل هريك ازين شش قول ، عدد خود را از راه روايت به عصر صحابه مىرسانند ؛ و آنگاه آن را روايت موقوفه شمرده ، به پيغمبر اكرم نسبت مىدهند . و ازين روى ، جمهور عدد آيات و تشخيص آيه را توقيفى ميدانند . عدد اهل مدينه دو عدد است ؛ يكى عدد أبى جعفر يزيد بن قعقاع و شيبة بن نصّاح ، و ديگرى عدد اسماعيل بن جعفر بن أبى كثير انصارى است .
و عدد اهل مكّه ، عدد ابن كثير كه از مجاهد از ابن عبّاس از ابىّ بن كعب روايت مىكند ؛ و عدد اهل كوفه ، عدد حمزه و كسائى و خلف است . و آن را حمزه از ابن أبى ليلى از أبو عبد الرّحمن سلمى از على عليه السّلام روايت مىكند . و عدد اهل بصره ، عدد عاصم بن عجّاج جحدرى است . و عدد اهل شام ، عدد ابن ذكوان و هشام بن عمّار است ، و به أبو درداء نسبت مىدهند . » - انتهى .
البتّه بايد دانست كه اين اختلاف در شمارش آيات ، نه از جهت زيادى و يا كمى در آنهاست . زيرا مسلّم است كه يك آيه از قرآن كم و يا زياد نشده است و اين مطلب جاى شبهه نيست ؛ و اجماع در بين عامّه و خاصّه است . بلكه از جهت دخول بعضى از آيات در