تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
آيه را مىخواند : آيا اى پيغمبر تو گمان دارى كه قصّهء اصحاب كهف و رقيم ، از آيات شگفت‌آور ما است ؟ ! سوگند به خدا كه موهاى بدنم راست شد ، و به او صدا زدم : سر تو سوگند به خدا اى پسر رسول خدا ، شگفت‌انگيزتر است ؛ شگفت‌انگيزتر است ! » « 1 »
هامش
( 1 ) - آية الله حاج شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء ( ره ) در كتاب « جنّة المأوى » در ص 370 و 371 ، از طبع اوّل در ضمن بحث از عنوان هل تكلّم رأس الحسين عليه السّلام گويد : « رئيس المحدّثين شيخ صدوق ( ره ) كلمات نيّره‌اى در اين باب دارد كه جهارا در پاسخ سلطان ركن الدّولة ( ره ) بيان فرموده ، و چون بستگى تمامى به موضوع ما دارد لهذا براى مزيد بصيرت خوانندهء گرامى شايسته است در اينجا ذكر نمائيم : در ضمن ترجمهء احوال شيخ صدوق ( ره ) نقل شده است كه سلطان ركن الدّولة روزى بر تخت سلطنت نشست و شروع كرد در تعريف و تمجيد شيخ صدوق ( ره ) ؛ چون پيش از اين ، بيانات شيخ و سخنان طلائى و درخشان وى را در تابش علم و منطق ديده بود . يكى از حضّار بر سلطان اعتراض كرد كه : اعتقاد شيخ آنست كه سر سيّد الشّهداء عليه السّلام روزى كه بر سر نيزه آن را حمل مىنمودند ، سورهء كهف را تلاوت مىكرد . سلطان گفت : من از او اين كلام را نشنيده‌ام و ليكن از او سؤال مىنمايم . پس نامه‌اى به عنوان استفتاء براى او نوشت و از اين مطلب پرسش نمود . شيخ صدوق ( ره ) در جواب نوشت : اين روايت حكايت شده است از آن‌كسىكه خودش از سر مطهّر آن حضرت شنيد كه آياتى چند از سورهء كهف را تلاوت مىكند ؛ إلّا اينكه اين مطلب از احدى از ائمّهء معصومين عليهم السّلام نقل نشده است . مع‌ذلك ما آن را انكار نمىنمائيم بلكه راست و درست مىدانيم ؛ بعلّت آنكه وقتى ما جائز بدانيم در روز حشر دستها و پاهاى گنهكاران و ستمگران به زبان آيد و تكلّم نمايد همچنان‌كه قرآن بيان فرموده است :الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ( سورهء 36 ، آيه 65 ) همين‌طور جائز است سر حسين عليه السّلام سخن بگويد و قرآن تلاوت كند . زيرا وى خليفة الله و إمام المسلمين است و از شباب أهل الجنّة و آقا و سرور بهشتيان است ،