از عشق پرس حالت جانبازى حسين * پاى براق عقل در اين عرصه لنگ بود
احمد اگر به ذروهء قوسين عروج كرد * معراج شاه تشنه به سوى خدنگ بود
از تير كين چو كرد تهى شاه دين ركاب * آمد فرا به گوش وى از پرده اين خطاب
كاى شهسوار باديهء ابتلاى ما * بازآ كه زان تست حريم لقاى ما
معراج عشق را شب اسراست هين بران * خوش خوش براق شوق به خلوت سراى ما
تو از براى مائى و ما از براى تو * عهدى است اين فناى ترا با بقاى ما
دادى سرى ز شوق و خريدى لقاى دوست * هرگز زيان نبرد كس از خون بهاى ما
جانبازيت حجاب دو بينى به هم دريد * در جلوهگاه حسن توئى خود به جاى ما
بازآ كه چشم ما ز ازل بر قدوم تست * خود خاكروب راه تو بود انبياى ما
هين زان تست تاج ربوبيّت از ازل * گر رفت بر سنان سرت اندر هواى ما
گر ز آتش عطش جگرت سوخت غم مخور * از تست آب رحمت بىمنتهاى ما
ور سفله برد ز تو دستى ، مشو ملول * با شهپر خدنگ بپرّد هماى ما
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 618
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦١٨