1 - قوم ما دريغ كردند كه از در انصاف با ما درآيند ، بنابراين شمشيرهاى برّانى كه در دستهايمان بود و از آن خون مىريخت ، راه انصاف را در پيش گرفتند .
2 - آن شمشيرها سرهائى را شكافتند و منشقّ نمودند ، از مردانى كه براى ما عزيز بودند ؛ درحالىكه ايشان بيشتر از ما بريدند و ترك احساس و پيوند نمودند ، و بيشتر از ما ستم كردند و مراعات حقّ قرابت و خويشاوندى را ننمودند تا ما نسبت به ايشان .
أبو برزهء أسلمى مىگويد : أ تنكت بقضيبك فى ثغر الحسين ؟ ! أما لقد أخذ قضيبك فى ثغره مأخذا لربّما رأيت رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم يرشفه . أما إنّك يا يزيد ! تجىء يوم القيمة و ابن زياد شفيعك ؛ و يجىء هذا و محمّد شفيعه . ثمّ قام فولّى . « 1 »
هامش
- « مروج الذّهب » طبع دار الأندلس ، ج 3 ، ص 61 آورده است . و نيز ابن كثير دمشقى در « البداية و النّهاية » ج 8 ، ص 191 و 192 ذكر كرده است . و همچنين طبرى در « تاريخ الامم و الملوك » طبع مطبعهء استقامت ، ج 4 ، ص 352 و ص 356 ؛ و قصّهء اوّل را شيخ مفيد در « إرشاد » طبع سنگى ، ص 268 ؛ و شيخ طبرسى در « إعلام الورى » ص 248 آوردهاند .
( 1 ) - علّامه سيّد شرف الدّين در « الفصول المهمّة » طبع پنجم ، ص 116 تا ص 118 از جنايات يزيد بعد از واقعهء كربلا داستان مسلم بن عقبة و جنايات وى را در مدينهء طيّبه ذكر كرده است كه :
« امورى را در مدينه واقع ساخت كه نزديك بود آسمانها از آن بشكافند . و براى تو كافى است كه بدانى لشكريان يزيد به امارت اين مجرم سه روز تمام مدينه را بر لشكريان مباح كردند تا آنكه بواسطهء آنها هزار دختر باكره از دختران مهاجرين و انصار بكارتشان را از دست دادند . بهطورىكه سيوطى در « تاريخ الخلفاء » بدان تصريح نموده است ، و همهء مردم دانستند و فهميدند . و از مهاجرين و انصار و پسرانشان و سائر مسلمين كه به ضريح حضرت سيّد المرسلين صلّى الله عليه و آله و سلّم پناهنده شده بودند 10780 مرد كشته