احد كشيده شد ، و در آنجا كشتارى را نمود كه در پى آمدش زنان بنى هاشم و اصحاب محمّد به عزا نشستند و گريهها سردادند .
3 - هان اى عليّه ! بيا و مرا به شادى آن روز احد و فعل أبو سفيان به اقامهء ماتم و عزا براى كشتگان ، شرابى بنوشان كه عنسىّ ، آن شراب را از درخت انگور شام تهيّه كرده است .
4 - آرى ! چون ما در آراء و انظار قديم نظرى افكنديم ديديم كه خوردن و نوشيدن شراب متوالى و پى در پى حلال است .
5 - و اى امّ احيمر ، محبوبهء من ! اگر من مردم فورا آميزش كن ، و آرزو نداشته باش كه بعد از فراق قيامتى برپا شود و ملاقاتى دست دهد ! 6 - زيرا كه آنچه براى تو روايت شده و گفته شده است كه روز بعث و قيامتى خواهد رسيد ، گفتارى است خرافاتى و پندارى و ساختگى كه قلب انسان را از كار مىاندازد و از عملش بازمىدارد .
7 - و بالأخره چارهاى نيست كه بايد من محمّد را ببينم ، درحالىكه از شراب خنك زرد رنگ ، استخوانهاى من سيراب شده باشد .
[ أشعار يزيد كه صراحت در كفر او دارد ]
و [ ابن ] قزغلى « 1 » از يزيد روايت كرده است كه اين بيت را سروده است :
و لو لم يمسّ الأرض فاضل بردها * لما كان فيها مسحة للتّيمّم « 2 »
هامش
( 1 ) - قزغلى پدر مصنّف كتاب « تذكرة الخواصّ » است . زيرا سبط ابن جوزى ، لقبش شمس الدّين و اسمش يوسف بن قزاغلى است . و ابن خلّكان در « وفيات الأعيان » ج 3 ، ص 142 در ذيل ترجمه و شرح حال جدّش عبد الرّحمن بن جوزى آورده است كه : پدر يوسف ، قزغلى بوده است ؛ و يوسف حنفى مذهب بوده و واعظ شهيرى بوده است .
( 2 ) - « شفاء الصّدور » ص 293 ؛ و نيز در « تذكرة الخواصّ » طبع سنگى ، ص 164