تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
و فيهنّ الّتى تبلت * فؤادك ثمّ لم تتب ( 4 )
1 - هان اى صاحب و همنشين من ! بسيار شگفت است كه من تو را بر آشاميدن شراب ناب مىخوانم ، و تو ابدا اجابت نمىكنى و اين دعوت مرا نمىپذيرى ! 2 - من تو را به اين زنان زيبا روى آوازه خوان و صاحب تغنّى ، و به اين لذّت‌هاى شگرف و عميق ، و به اين شراب ناب فشرده شده ، و به اين ساز و آواز و طرب مىخوانم ! 3 - و به اين تنگ بلورين شراب كه با دستمال قيمتى دوخته شده پر از زر و جواهر كه بر گرداگرد آن بسته شده است ، و بر گرداگردش رؤساء و اعيان و امراى عرب نشسته‌اند دعوت مىكنم و تو اجابت نمىنمائى ! 4 - و در بين آن زنان كسى است كه دل تو را ربوده است ، و ليكن دستت بدان نمىرسد و راهى براى وصول ندارى ! فوثب الحسين عليه السّلام و قال : بل فؤادك يا ابن معاوية ! » « 1 »
هامش
( 1 ) - « اغانى » طبع ساسى ، ج 14 ، ص 61 ؛ و نيز ميرزا أبو الفضل طهرانى در « شفاء الصّدور فى شرح زيارة العاشور » ص 288 از « كامل التّواريخ » نقل كرده است كه در « كامل التّواريخ » طبع دار صادر - دار بيروت ، ج 4 ، ص 127 موجود است . بايد دانست كه در بيت چهارم در « شفاء الصّدور » با لفظ لم تبت و در « ناسخ التّواريخ » طبع حروفى ، مجلّد حضرت سجّاد عليه السّلام ، ج 3 ، ص 17 لم تنب ذكر كرده است ، و در « اغانى » لم تتب آورده است ؛ و چون به نظر حقير نقل « ناسخ » ( لم تنب ) براى افادهء معنى اشبه است لذا در ترجمهء اشعار از كلمه لم تنب استفاده شد . در « اغانى » اين اشعار را از يزيد با صوت سائب خاثر ذكر كرده است . و آن تارزن معروفى بود كه تغنّى مىكرد . يعنى در حال شرب و شعر سرودن يزيد ، سائب خاثر شعر او را در ساز و آواز خود در آورده و تحويل مىداد . و سائب خاثر از مغنّيان با شهرت است .