تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
سركوب كردن و مفتضح ساختن او به صوب كوفه و شام حركت مىكند ، و با نداى ملكوتى و آه دلسوز و نالهء جگر خراش خود به دنيا اعلام مىكند كه : اى خفتگان بىخبر ! و اى مدهوشان و سرمستان انغمار در دنيا و ملاهى ! و اى گرفتاران سجّاده و تسبيح ! برخيزيد كه قرآن لگدكوب شده است ، و آورندهء قرآن را يزيد در اشعار تغنّى مسخره مىكند ، و دين و مذهب و شرف و اصالت بر باد رفته است ، و نتيجهء جنگهاى بدر و احزاب و حنين براى برقرارى قرآن ، اينك به صورت حكومت جائرهء ظالمانهء اين ستمگران درآمده است كه بر روى خون شهداى احد مجلس شراب گسترده‌اند ، و از خون شهداى بدر و احزاب نيرو گرفته ، مجلس غنا و لهو و لعب آراسته‌اند . اى مردم خفته ! من حسينم ، و از روى علم و بصيرت و اطّلاع مىروم تا كاخ وى را بر سرش خراب كنم ؛ و در اين امر موفّق خواهم بود . چه آنكه او را بكشم ، و چه خودم كشته شوم . براى من مقصد يكى است . و اختلاف راه ، ايجاد تفاوت نمىكند . در هر حال من منصور و مظفّرم . زيرا ديگر با اين جنايات آشكاراى اين مرد پليد زندگى در دنيا مرگ است ؛ و مرگ در سايهء تيغ برّان شمشير و آماج تيرهاى سه شعبه و سنگ باران لشگريان كوفه عين حيات است . سيّد الشّهداء عليه السّلام چون روز روشن مىديد كشته مىشود ، و اهلش به اسارت مىروند ؛ ولى او به مقصد مىرسد . مقصد او ، فرياد مظلومانهء او به عالم است كه اين حكومت يزيد به دنبالهء حكومت معاويه ، و به دنبالهء حكومت خلفاى غاصب ، و به دنبالهء حكومت جاهلى أبو سفيان است . يعنى فاتحهء تمام رنجها و مرارت‌ها و تحمّل مشكلات و سختىهاى پيامبر اكرم خوانده شده است ؛ و دين بر باد رفته است . من اگر بدانم كه كشته مىشوم و ليكن صداى مؤذّن بر فراز مناره به الله أكبر بلند است ، من پيروزم . زيرا من به خداى خود رسيده‌ام ، و رفع
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 581 | السيد محمد حسين الطهراني