تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 1 » مىباشد ؛ در نزد شاگردان و محصّلين بدون سابقه و خالى الذّهن ، مثل يك كتاب واهى و كم‌ارزش ، و يا مانند تورات و انجيل محرّف و دست برده شده جلوه مىدهند . در اين صورت عرق اصلى حياتى انسان را زده‌اند و رگ وتين قلب را بريده‌اند ، و به مغز مفكّر مسلمان و انديشمند ضربه وارد نموده‌اند كه ديگر تا پايان تحصيل بلكه حقّا تا آخر عمر اين نوباوگان تحصيل كرده با همين نظر به كتاب الهى مىنگرند ، و آن را هم در رديف أنياب أغوال و أساطير الأوّلين نظر مىنمايند . با توجّه به سرّ اين مطلب معلوم مىشود كه : چرا معاندين قرآن در هر زمان به صورتى خاصّ و به شكلى مخصوص ، مردم را از دقّت و بررسى در حقائق و تفسير و تأويل و رسيدگى به شأن نزول و سيره و سنّت و منهاج رسول خدا كه قرآن بر وى فرودآمده است ، منع مىكنند . و بهر صورتى كه هست مردم را در راهى قرار مىدهند كه كمتر با اين موهبت عظمى سر و كار داشته باشند ؛ و كمتر به فكر اصالت و تفكّر و تعمّق و دورانديشى كه قرآن به آن دعوت مىكند بوده باشند . قرآن انسان را از علوم جزئيّه به علوم كلّيّهء حقيقيّه مىرساند ؛ و در آنجا ديگر دستگاه مجاز را اعتبارى نيست .

[ احتجاج قيس بن سعد بن عبادة با معاويه در مدينه ]

ابان از سليم بن قيس هلالى ، و از عمر بن أبى سلمه كه حديث آن دو يكى است ، روايت مىكند كه گفتند :
هامش
( 1 ) - آيه 42 ، از سورهء 41 : فصّلت « و حقّا و تحقيقا قرآن كتاب عزيزى است كه باطل به سراغ او نمىتواند بيايد ، نه از برابرش و نه از پشت سرش . آن كتاب از جانب خداوند حكيم و حميد نازل شده است . »