تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
فارغ التّحصيل مىگردند ؛ براى بروز و ظهور اين گونه ثمرات است . وقتى كه فلسفهء اصيل و متين اسلام كنار برود ، و بجاى آن در دانشگاهها فلسفهء غرب را تدريس كنند ، غير از اين توقّع نمىتوان داشت . الهيّات را از زبان شيطان آموختن چه معنى دارد ؟ فلسفه را از زبان زنادقه فراگرفتن چه معنى دارد ؟ صدر المتألّهين شيرازى توصيه مىكند : فلسفه‌اش را افراد پاك و متعبّد و متهجّد بخوانند ؛ اين را مقايسه كنيد با فلسفه‌اى كه در دانشگاهها تدريس مىشود ، و فقط سخن از كانت و دكارت و راسل و فرويد و أمثالهم به ميان مىآيد . آيا اين محصّل را خداشناس مىكند ؟ ! احترام و اكرام قرآن ، به بحث و تحقيق و تدقيق و قرائت و تدبّر و تفسير و حفظ آنست ، كه در اين صورت قرآن زنده است . اگر بنا بشود طلّاب علوم با قرآن و حفظ و ممارست و مزاولت با آن سر و كارى نداشته باشند و تفسير و تدبّر در آن را از اهمّ امور نشمارند ، رفته رفته كتاب خدا مهجور مىشود ؛ و هركس آيه‌اى را عنوان نموده و به دلخواه خود معنى مىكند و آن را بر مراد و منظور خود منطبق مىسازد . اينست خطر عظيم قرآن كه از خطر جنگ يمامه كه مسلمين براى رفع و دفع غائلهء مسيلمهء كذّاب چهارصد و يا هفتصد نفر از قاريان قرآن را از دست دادند ، و نزديك بود كه با از دست رفتن حاملين قرآن ، كتاب خدا بكلّى از صفحهء جهان رخت بر بندد ؛ عظيم‌تر و خطيرتر است . متجدّدين فرنگ رفته و دين و وجدان را به غارت داده ، چون قدرت انكار قرآن را ندارند ، زيرا كه بر مصلحتشان تمام نمىشود ، لهذا در عين تعظيم و تكريم از قرآن ، با ايجاد شبهه و تأويل نادرست و برگرداندن ظواهر آيات ، بدون شاهد و دليل از معانى خود ، و با ارائه دادن مكتب‌هاى بسيار در مقابل قرآن ، و آراء و انظار بىشمار در برابر قول و گفتار احمدى و سنّت محمّدى ، تيشه بر ريشه مىزنند ؛ و حدّ اقلّ اين تحفهء آسمانى و كتاب ربّانى را كه
لا يَأْتِيهِ