واحده و زوجهاش ( آدم و حوّا ) مىشوند ! گفتم : الآن هم عقيدهام همين است ؛ ولى از بس شما اصرار در ميمونزادگى خود نموديد ، اينك براى من شبهه حاصل شده است كه مبادا شما حقيقة بوزينه باشيد و به لباس انسان در آمدهايد ! خنديد و گفت : آقا اينك بما هم لقبى عنايت فرمودند .
گفتم : ابدا ! اين حقيقتى است كه خود شما بدان اعتراف و اقرار نمودهايد ؛ و من هم براى اثبات مدّعاى شما شواهدى دارم ! گفت : آن شواهد كدام است ؟ ! گفتم : اوّل قاعدهء : كلّ شىء يرجع إلى أصله . « هر چيزى به اصل و ريشهء خود بازگشت مىكند . » اگر ريشه و نياى شما بوزينه نبود ، اين كشش و جذبه به اجداد محترم از كجاست ؟ ! دوّم : لزوم و وجوب حفظ نسب ؛ زيرا در اسلام اگر كسى خود را در نسب ديگرى داخل كند ، و نسبت غير صحيحى در نسب خود معتقد شود حرام است . فلهذا آن جناب براى حفظ شجره و انساب ، ملتزم به اين امر شدهايد ! سوّم : لزوم و وجوب صلهء رحم ؛ زيرا در اسلام صلهء رحم واجب است و قطع رحم حرام است . و جنابعالى براى صلهء با بوزينگان عالم ، و عدم قطع رابطه خواستهايد اين مراتب و داد و اتّصال محفوظ باشد ! هنيئا لكم و شكّر الله مساعيكم ! بنابراين اگر به ادارهء ثبت احوال مراجعه نموده ؛ و فىالمثل براى خود يكى از القاب : عنترزاده ، پور ميمون ، بوزينهنژاد ، نسناس الأصل ، « 1 » شامپانزهنيا ، قرد نسب را انتخاب كنيد ،
هامش
( 1 ) - در « أقرب الموارد » در مادّهء نسنس آورده است كه : « نسناس يكى از معانى آن ،