تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
« چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بوزينه را مىديد ، به سجدهء خداوند خود را روى زمين مىانداخت . » و اين روايت را در « مستدرك » كمى جلوتر از كتاب جمعه براى بيان شاهد ذكر نموده است . . . بيهقى از أبو هريره از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه فرمود : شما آب را با شير مخلوط مكنيد ! زيرا مردى قبل از شما بود ، و چون مىخواست شير را بفروشد ، با آب مخلوط مىنمود . ميمونى براى خود خريد و سوار كشتى شده در دريا رفت . چون در ميان آب متمكّن شد ، خداوند به ميمون او الهام نمود تا كيسهء زر او را بردارد و بر بالاى دكل « 1 » برود و كيسه را باز كند ، و درحالىكه صاحبش به او نظاره مىكند يك دينار از آن برگيرد و در دريا افكند و دينار ديگر برگيرد و در كشتى بيندازد . همين‌طور يكى به دريا و يكى به كشتى ، تا تمام كيسهء زر را به دو قسمت نمود ؛ قيمت آب را در دريا فكند و قيمت شير را در كشتى . » « 2 » آرى ! آنچه را كه داروين در مشابهت جسمى و معنوى انسان با ميمون مبالغه ورزد ، تازه گفتارش به پايهء گفتار اصحاب رسائل إخوان الصّفا نمىرسد كه گفته‌اند : أمّا القرد فلقرب شكل جسمه من جسد الإنسان صارت نفسه تحاكى النّفس الإنسانيّة . « 3 »
هامش
( 1 ) - در « أقرب الموارد » آمده است كه : « دقل عبارتست از چوبى بلند كه در وسط سفينه نصب مىكنند و شراع كشتى را به آن مىبندند . » ( 2 ) - « حيوة الحيوان » دميرى ، طبع مرغوب سنگى ، مادّهء قرد ( 3 ) - « نقد فلسفهء داروين » ج 1 ، ص 54