تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
مىشود ؛ همچون آدمى كه شنا را ياد ندارد . و او براى خود ازدواج و نكاح معهود و مقرّر دارد ؛ و براى حفظ زنش غيرت زياد به خرج مىدهد ؛ و اين دو خصلت از مفاخر انسان است . و چون شبق بر او غالب آيد ، با دهانش استمناء مىكند . و همچون زن آدمى كه اولادش را حفظ مىكند ، بوزينهء ماده ، حافظ و نگهبان اولاد خويشتن است . . . اين حيوان به قدرى قابل تعلّم و آماده براى فراگيرى است كه بر كسى مخفى نيست . بوزينه‌اى كه براى يزيد بود ؛ آن را چنان تعليم و تمرين داده بودند كه سوار الاغ مىشد و با اسب سواران به مسابقه مىرفت . و چون روزى كه ميمون ، سوار بر الاغى بود و در مسابقه از اسبى سبقت گرفت ؛ يزيد دربارهء او مىگويد :
من مبلغ القرد الّذى سبقت به * جواد أمير المؤمنين أتان ؟ ( 1 ) تعلّق أبا قيس بها إن ركبتها * فليس عليها إن هلكت ضمان « 1 » ( 2 )
هامش
( 1 ) - مسعودى در « مروج الذّهب » طبع دار الأندلس ، ج 3 ، ص 67 و 68 كنيهء ميمون يزيد را أبو قيس ذكر كرده ، و اين دو بيت را به بعضى از شعراى شام نسبت داده است . او مىگويد : « فسق و فسوق يزيد و عمّالش بالا گرفت ؛ و در زمان او مردم در مكّه و مدينه غنا و آوازه خوانى مىكردند ، و كارهاى لهو و لعب شايع شد ، و آشاميدن شراب در ميان مردم ظاهر شد . يزيد ميمونى داشت كه به او أبو قيس كنيه داده بود و در مجلس منادمهء خود او را حاضر مىكرد ، و متّكا و بالشى براى او ترتيب داده بود . و او ميمون خبيثى بود . اين ميمون را بر گورخر مادهء وحشى كه تربيت و رام كرده بود ، و لگام و زين بر آن نهاده بود سوار مىكرد و در روز مسابقه در ميدان مسابقه مىآورد تا با اسب سواران به مسابقه بپردازد . روزى كه