و ناراحتىهاى عصبى كه در اثر سكر و مستى در آنها پيدا مىشود ، شدّت مشابهت آنها با انسان حتّى در مزه و حسّ بطور عموم نسبت به اشياء براى ما آشكار مىشود .
و در انسان دانهها و تب خالهاى خارجى و داخلى بروز مىكند كه عينا از جنس دانههائى هستند كه بر سائر حيوانات از طبقهء پستانداران بروز مىنمايد . و تمام اينها دلالت دارند بر شدّت شباهت در ميان انسان و حيوانات بالا بخصوص با بوزينگان در عموميّت و كلّيّت بنيان و سازمان و دقّت نسوج ، و تركيب شيميائى ، و ألفت با هم . » « 1 » آنچه كه در بيان ائمّهء مسلمين و علماى آنها از مشابهت ميان انسان و بوزينه يافت مىشود ، بسيار بيشتر است از آنچه از داروين نقل شده است ؛ معذلك حكم به اتّصال و توليد نشده است .
[ بيان حضرت صادق عليه السّلام در « توحيد مفضّل » در شگفتى خلقت بوزينه ]
در كتاب توحيدى كه حضرت جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام به مفضّل بن عمر جعفىّ إملاء نمودهاند اينطور وارد است : تأمّل خلق القرد « 2 » و شبهه بالإنسان فى كثير من أعضائه أعنى الرّأس و الوجه و المنكبين و الصّدر . و كذلك أحشاؤه شبيهة أيضا بأحشاء الإنسان . و خصّ مع ذلك بالذّهن و الفطنة الّتى بها يفهم عن سائسه ما يؤمى إليه .
و يحكى كثيرا ممّا يرى الإنسان يفعله حتّى أنّه يقرب من خلق الإنسان و شمائله فى التّدبير فى خلقته على ما هى عليه ؛ أن يكون عبرة
هامش
( 1 ) - « نقد فلسفهء داروين » أبو المجد شيخ محمّد رضا اصفهانى ، طبع 1331 قمرى ، ج 1 ، ص 51 و 52
( 2 ) - قرد با كسرهء قاف و سكون راء بوزينهء نر را گويند و جمعش قردة است با فتحهء راء و نيز جمعش قرود آمده است و قردة با كسرهء قاف و سكون راء بوزينهء مادّه را گويند و جمعش قرد است ( « حيوة الحيوان » دميرى ) .