در بايدها جائز نباشد ، در نبايدها همچنين است ؛ فلا تغفل .
اين بود بحث ما دربارهء موضوع اوّل كه بر صاحب كتاب « دانش و ارزش » در تفسير آيه فطرت اشكال وارد بود .
[ موضوع دوّم : ادّعاى مؤلّف « دانش و ارزش » مبنى بر عدم استنتاج بايدها و نبايدهاى قرآن از مسائل علمى ]
و امّا دربارهء موضوع دوّم كه ايشان مدّعى شدهاند : در آيات مباركات قرآن كريم ، آيهاى نداريم كه بر مبناى مسائل علمى و از طريق استنتاج علم ، ما را به چيزى امر كند و يا از چيزى نهى نمايد ؛ و بطور خلاصه مقدّمات مسائل فلسفيّه و طبيعيّه را نمىتوان راه براى وصول به احكام شرعيّه و مواعظ الهيّهء قرآنيّه قرار داد ؛ على رغم اين دعوى مع البشارة ما آيات بسيارى را در قرآن كريم از اين قبيل مىيابيم كه براى نمونه به چند مورد آن اكتفا مىشود :
1 -
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آياتِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
. « 1 » « آيا نديدى تو كشتى را كه در دريا به نعمت خداوند جارى است ؟ ! اين براى آنست كه از آيات خودش به شما نشان دهد ! در اين حركت و جريان كشتى بر روى آب ، آيات و نشانههاى ربوبيّت خداوند است براى هر كسى كه زياد شكيبا و استوار باشد ؛ و زياد شاكر و سپاسگزار باشد . » جريان كشتى بر فراز آب از مسائل علم است ؛ و نتيجهاش كه لزوم صبر و سپاسگزارى باشد ، اخلاق است .
2 -
وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ * إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
. « 2 » « و از نشانههاى وحدت خداوند كشتىهائى است كه بر فراز آب دريا ،
هامش
( 1 ) - آيه 31 ، از سورهء 31 : لقمان
( 2 ) - آيه 32 و 33 ، از سورهء 42 : الشّورى