تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
انديشه مىكنند ، بر اين گمانند كه مسألهء اصلى فلسفهء اخلاق اينست كه به نحوى از انحاء چيزى را كه به‌خودىخود - و نه به منزلهء يك وسيله - مطلوب و محبوب است ، بيابند . و وقتى اين محبوب نهائى يافته شد ، گوئى همهء دشواريها فرو خواهد ريخت و همهء معمّاها در پرتو جمال آن محبوب گشوده خواهد گشت و يكباره معلوم خواهد شد كه وظيفه و تكليف چيست و چه بايد كرد و دنبال چه بايد گشت و معيار خوب و بد چيست و سرچشمهء ارزش‌ها كجاست ! امّا اين خطائى و خيالى بيش نيست . يافتن مطلوب نهائى چيزى است ، و نشان دادن اينكه بايد طالب آن مطلوب بود چيز ديگر . يكى توصيف است و ديگرى تكليف . اوّلى كار علم ( به معناى وسيع ) است ، و دوّمى كار اخلاق . و يكى كردن اين دو ، خطاى بخشش‌ناپذير اخلاق علمى است . جان كلام اينست كه : « مردم ، طالب مطلوب خويش‌اند » با « مطلوب ، لزوما طلب كردنى است » كاملا متفاوت‌اند . اوّلى توصيفى است ؛ و دوّمى تكليفى . » « 1 » « در مشرق زمين سيّد محمّد حسين طباطبائى حكيم و مفسّر معاصر ، نخستين حكيمى است كه خود مبتكرانه به طرح و حلّ مسألهء ادراكات اعتبارى ، و رابطهء آنها با ادراكات حقيقى پرداخته ؛ و بىهيچ اشارتى به آراء حكيمان مغرب زمين ، و يا استمدادى از آنان ، خود درين وادى گام زده ، و انديشه و استنتاج كرده است . بحث تفصيلى وى را در اين مورد ، در مقالهء ششم از سلسله مقالات فلسفى كه مجموعا تحت نام « اصول فلسفه و روش رئاليسم » منتشر شده است مىتوان يافت « 2 » . . .
هامش
( 1 ) - « دانش و ارزش » ص 255 و 256 و 257 و ص 259 ( 2 ) - « اصول فلسفه و روش رئاليسم » تأليف سيّد محمّد حسين طباطبائى ، با مقدّمه و پاورقى مرتضى مطهّرى ، تهران : 1332 ( تعليقه )