امّا ميان سيرى و مراجعه به كارفرما رابطهاى جبرى نيست ؛ ولى دستگاه ادراكى ما كه تابعى است از ساختمان طبيعى ما ، چون ميان غذا و سيرى « بايد » ى جبرى تميز مىدهد ، از روى آن ملازمهء حقيقى يك بايد اعتبارى ( لزوم مراجعه به كارفرما ) مىسازد . تا به احساس درونى خود كه خواهان سيرى است پاسخ مساعد دهد . » « 1 » « . . . ما در اينجا تنها قسمتى از توضيحات اين مقاله را دربارهء اعتبار اصل استخدام مىآوريم :
ما مىگوئيم : انسان با هدايت طبيعت و تكوين ، پيوسته از همه سود خود را مىخواهد ( اعتبار استخدام ) و براى سود خود ، سود همه را مىخواهد ( اعتبار اجتماع ) و براى سود همه عدل اجتماعى را مىخواهد ( اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم ) و در نتيجه فطرت انسانى ، حكمى كه با الهام طبيعت و تكوين مىنمايد قضاوت عمومى است ، و هيچگونه كينهء مخصوصى با طبقهء متراقيه ندارد ؛ و دشمنى خاصّى با طبقهء پائين نمىكند .
بلكه حكم طبيعت و تكوين را در اختلاف طبقاتى قرائح و استعدادات تسليم داشته ، و روى سه اصل نامبرده مىخواهد هر كسى در جاى خود بنشيند . . .
هدايت طبيعت ( احكام فطرى ) به كارهائى كه با أشكال و تركيبات جهازات بدنى وفق مىدهد ، محدود خواهد بود . مثلا ازين راه ما هيچگاه تمايل جنسى را كه از غير طريق زناشوئى انجام مىگيرد ( مرد با مرد ، زن با زن ، زن و مرد از غير طريق زناشوئى ، انسان با غير انسان ، انسان با خود ، تناسل از غير طريق ازدواج ) تجويز نخواهيم نمود .
مثلا تربيت اشتراكى نوزادان ، و الغاء نسب و وراثت ، و ابطال نژاد و . . .
را تحسين نخواهيم كرد . زيرا ساختمان مربوط به ازدواج و تربيت با اين
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ص 265