و حضرت در اين جمله با شيرينترين بيان و قوىترين برهان ، او را دعوت به امامت خود فرمودهاند ، از راه ادلّهاى كه قياساتها معها مىباشد ، و آن اينست كه : عقل دارى ! با عقلت راه را پيدا كن ! و رهبر را از سارق ، و دليل راه را از قاطع طريق و دزد تميز بده ! و به دنبال وى حركت كن ! حضرت در اينجا ، نيز اشاره دارند كه : امروزه چون عقول مردم قوىتر است فلهذا به معجزه نيازى نيست . معجزه براى صاحبان بصر و چشم است ؛ ولى صاحبان عقول و بصيرت با انشراح صدر و نور يقين ، رهبر و امامشان را مىيابند و دست از او بر نمىدارند تا به مقصد و مقصود نائل آيند .
همچنانكه مرحوم كلينى نيز در « كافى » با سند متّصل خود از ابن أبى يعفور ، از مولى بنى شيبان ، از حضرت أبو جعفر إمام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت گفت :
إذا قام قائمنا وضع الله يده على رءوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أحلامهم . « 1 » « زمانى كه قائم ما قيام كند ، خداوند دست خود را بر سرهاى بندگانش مىگذارد و با اين دست ، عقلهايشان را جمع مىكند و خردها و انديشهها و قواى تفكيريّهشان كامل مىگردد . »
[ حجّت خدا بر بندگان ، پيغمبر است و حجّت در ميان بندگان و خدا ، عقل ]
و همچنين كلينى با سند متّصل خود از عبد الله بن سنان ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : حجّة الله على العباد النّبىّ ؛ و الحجّة فيما بين العباد و بين الله العقل . « 2 » « حجّت خدا بر بندگانش پيغمبر است ؛ و حجّت در ميان بندگان و خدا عقل است . »
هامش
( 1 و 2 ) - « اصول كافى » ج 1 ، ص 25 ؛ و « وافى » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 114 و 113