تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
معرفت دينى دهد ؟ ! اين رذالت و سخافت و دنائت است .
هزار مرتبه شستن دهان به مشك و گلاب * هنوز نام تو بردن كمال بىادبى است

[ قطع و يقين ، ذاتا حجّت است ؛ و عقل امر به پيروى از آن دارد ]

قطع و يقين ، ذاتا و به‌خودىخود حجّت است و حجّيّت آن قابل جعل نيست نه اثباتا و نه نفيا . يعنى نه مىتوان به آن اعطاء حجّيّت كرد ، و نه مىتوان حجّيّت را از آن زدود . و گفتن حجّت به آن مسامحه است . زيرا حجّت به چيزى گفته مىشود كه موجب يقين و قطع به مطلوب گردد ، بنابراين نمىتوان آن را بر خود قطع و يقين اطلاق كرد . حجّيّت ادلّهء ظنّيّه بواسطهء آنست كه بالأخره منتهى به دليل قطعى و يقينى مىگردد ، و گرنه هر ظنّ و گمانى حجّيّت ندارد . عقل قبل از شرع ما را امر به پيروى از علم و يقين مىكند .
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
« 1 » « و نبايد پيروى كنى از چيزى كه بدان علم ندارى ! » حقيقتى است فطرى وجدانى ، و عقلى تفكيرى ، و ايمانى شرعى كه چون خورشيد درخشان ، طبقات ظلمت را پاره كرده و از حجاب‌هاى پندار و اوهام و حدس و گمان گذشته و بر آسمان نيلگون عقل و انديشهء بشرى ، يك هزار و چهارصد سال است كه راهگشا و رهنما و دليل قاطع و سند زنده و شاهد صدق بر حقّانيّت قرآن است .

[ عقل قبل از شرع حجّت است ؛ و خدا دو حجّت دارد ]

حجّيّت عقل قبل از حجّيّت شرع است ، زيرا شرع با عقل ثابت مىشود ؛ شخص ديوانه تكليف ندارد . اگر حكم عقلى بر لزوم متابعت پيغمبر و امام نباشد ، از كجا حجّيّت
هامش
( 1 ) - صدر آيه 36 ، از سورهء 17 : الإسراء