تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كه : مصاديق تئورى مستقيما مشاهده شوند يا نه ؟ و آيا ايشان معرفت‌شناسى مضبوط و منقّحى بنا نهاده‌اند يا نه ؟ و آيا فىالمثل ايشان در باب نظريّهء كپرنيك هم بر همين رأىاند و معتقدند كه : تا حركت زمين به دور خورشيد ديده نشود ، و يا سكون خورشيد مشاهده نگردد ، نبايد آن را پذيرفت ؟ ! آيا در شيمى هم طالب آنند كه : مولكول كلرور سديم يا بنزن مشاهدهء مستقيم شوند ؟ . . . آيا مشاهدهء با ابزار را نيز مشاهده مىدانند يا نه ؟ ( مثل مشاهدهء از درون ميكروسكوپ يا تلسكوپ ) و آيا ابزارها را فقط ادامهء حواسّ آدمى مىدانند يا تئوريهاى مجسّم ؟ و آيا مشاهدهء بىتئورى و غير مصبوغ و مسبوق به فرضيّه را ميسّر مىشمارند يا نه ؟ ! جواب هر چه باشد ، اين مسلّم است كه تا به اين سؤالات پاسخى اجمالى يا تفصيلى نداده باشند ، آن داورى در باب فرضيّهء تكامل ، و آن معيار براى آزمون تئوريهاى علمى ، نارسا خواهد بود . » « 1 » پاسخ به اين گفتار را ما در همين كتاب در نقض و ايرادهائى كه بر كتاب « خلقت انسان » وارد ساخته‌ايم ، داده‌ايم . و در آنجا مبرهن داشته‌ايم كه : داستان تبدّل و تطوّر انواع ، فرضيّه‌اى بيش نيست و نمىتوان نام قانون بر آن نهاد . افرادى كه از اين موضوع سخن مىگويند ، بر اساس اينكه چون تكامل در انواع هست ، بايد تطوّر و تبدّل هم باشد ، دم مىزنند ؛ و غير از لفظ بايد هيچ برهانى ندارند . استقراء ناقصى كه در داخل انواع صورت گرفته و تكامل را در آن اثبات مىكند ، ربطى به مسألهء تبدّل انواع ندارد ، و از اثبات اين نمىتوان حكم به
هامش
- استوار بودن او ، خطّ سير پاى متحرّك پرگار گرفتار بيهوده روى و گمراهى نمىشود . . . » ص 105 و 106 . » ( 1 ) - « كيهان فرهنگى » شمارهء سرى 52 ، تير ماه 1367 شمسى ، شمارهء 4 ، مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت ، صفحهء 16 ، ستون سوّم و صفحهء 17 ، ستون اوّل