مادّه و جسميّت منزّه مىباشند . چون مادّه در معرض زوال و فساد و تغيّر است و از خواصّ و آثارش استكمال تدريجى است كه با آن به سوى غايت مطلوب خود متوجّه است . و چه بسا با آفات و موانعى مصادف مىشود كه آن را از وصول به غايت محروم مىكند و پيش از وصول به آن باطل و معدوم مىگردد .
و از اينجا معلوم مىشود كه : آنچه در روايات از بيان صور و أشكال ملائكه و هيئتهاى جسمانيّهء آنها بيان شده است ، بيان تمثّل و ظهوراتشان است براى انبياء و ائمّه عليهم السّلام كه براى ما توصيف نمودهاند ، نه بيان تشكّل و به صورت در آمدن آنها در چيزى .
فرق است ميان آنكه بگوئيم : فرشته متمثّل مىشود به صورتى ، و ميان آنكه بگوئيم : متشكّل مىشود به آن صورت .
تمثّل فرشته به صورت انسان ، ظهور اوست به صورت انسان نسبت به كسى كه وى را بدين صورت مشاهده مىكند . فرشته در ظرف مشاهده و ادراك به صورت و شكل انسان است ، امّا در حاقّ حقيقت خود و در خارج از ظرف ادراك ، ملكى است كه داراى صورت ملكوتى است .
بخلاف تشكّل و تصوّر ، زيرا اگر فرشتهاى به شكل انسان متشكّل گردد و به صورت وى متصوّر شود ، انسان مىشود ، بدون فرقى در ميان ظرف ادراك و يا خارج از آن . در اين فرض فرشته انسان است ، هم در عالم خارج و هم در عالم ذهن . و در معناى تمثّل ، گفتارى را در تفسير سورهء مريم آورديم .
خداوند در قصّهء مسيح و مريم ، معناى تمثّل فرشته را به صورت انسان تصديق مىكند كه :
فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا .
« 1 »
هامش
( 1 ) - ذيل آيه 17 ، از سورهء 19 : مريم