تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بود براى تخريب آن سبك از تفسير ، اين نقدها به عمل آيد .

[ إشكال هفتم ؛ « برهان علّامهء طباطبائى در استناد علل طبيعى به علل مجرّده » ]

اشكال هفتم : عدم فهم و ادراك ايشانست گفتار استاد آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الشّريف را در سرّ گزينش علل طوليّه براى ايجاد امور خارجيّه و حوادث كونيّه از جانب حضرت ربّ العزّة ، در اثبات عدم تنافى استناد ديوانگى به بعضى از امور طبيعيّهء محسوسه و به بعضى از امور مخفيّه .

[ كلام استاد علّامهء طباطبائى در وجود سلسله علل طوليّه بين خداوند و موجودات طبيعيّه ]

حضرت علّامه در اينجا عالىترين مطلب فلسفى و عرفانى و قرآنى را كه وجود سلسلهء علّت‌هاى طوليّه فيما بين ذات قدّوس حضرت احديّت كه واحد و أحد است ذاتا و صفة ، و بين موجودات و حادثات كثيره و مختلفهء اين عالم بيان فرموده‌اند . و اشكالى را حلّ نموده‌اند كه بدون آن طريق از حلّ ، ابدا مسألهء كيفيّت انتشاء كثرت از وحدت ، و حادث از قديم ، و مادّى از مجرّد ، و طبيعى از نور محض ، حلّ نخواهد شد . اين كتب علم و فلسفه ، از قديم و جديد همه در دسترس است ؛ همهء اين كتب در راه كيفيّت حدوث حادث از مجرّد و استناد به علّت بسيط فرومانده‌اند ، مگر آنان كه همين راه و مشى حضرت علّامه را پيموده‌اند . مادّيّون كه نتوانسته‌اند جمع در ميان دو علّت مادّى و معنوى بنمايند ، يكسره خود را راحت كرده و تن از زير بار پذيرش خداوند قادر قاهر عليم حكيم مختار ذو الإراده رها كرده ، و انكار وجود خالق عليم را نموده‌اند . الهيّون به مكتب‌هاى مختلف منقسم شده ، برخى انكار علل معنوى را نموده و عامل را فقط همين علل مادّى دانسته‌اند ، و برخى علل مادّى را انكار كرده و فقط علل معنوى را مؤثّر در جهان پنداشته‌اند . و آنهائى كه هم به علل طبيعيّه و هم به علل معنويّه معتقد شده‌اند ، در كيفيّت ارتباط و تأثير آن دو با هم ، فرومانده‌اند و مطالب متشتّت و متفرّق آورده ، و نهج قويم و راه متينى را كه عارى از تناقض در گفتار و يا تهافت در