و در محاكم طبق همين كتب لغت كه از أفهام عرف برداشته شده است ، و از ردّ و بدلها و دادوستدها و مخاصمات و منازعات ، با دقيقترين اسلوبى ريشهگيرى گرديده است ، در تعيين مقاصد و مرادها در قبالات و غيرها ، استدلال مىشود .
قرآن مجيد هم روى همين اصل داراى ظهوراتى است كه حجّت است ، و با همين ظهورات خداوند متعال مقاصد و مرادهاى خود را تفهيم مىكند . و اگر احيانا از بعضى از كلمات مراد و مقصود ديگرى داشت ، نصب قرينه مىنمود تا اساس مفاهمه و مكالمه بهم نپاشد . و گرنه ابدا ارسال رسل و انزال كتب مفيد فائدهاى نبود ، و كاخ تكلّم و تبليغ و ترويج و هدايت بشر فرومىريخت و اثرى از حيات در روى زمين باقى نمىماند .
حجّيّت قرآن كريم بر اصل حجّيّت ظهورات است . يعنى اگر به بشر اجازه داده مىشد كه بتواند كلمات را طبق معنى و مراد ظاهر آن حمل نكند ، قرآن نه تنها از عظمت مىنشست ، بلكه در رديف كوچكترين و كممايهترين كتاب از كتب معموليّه در مىآمد ، و همانند كتب افسانه و داستانهاى بىاساس و كتاب هزار و يك شب و حسين كرد مىشد ؛ درحالىكه اعلى كتاب است كه بر اساس حجّيّت ظهورات از ملأ اعلى به عالم اعتبار نزول كرده است .
در قرآن كريم ، شيطان و جنّ را به معناى ميكرب دانستن ، روشنترين تجاوز و تعدّى از اين اصل كلّى است ، و واضحترين مصداق تفسير به رأى كه شديدا در لسان حضرت رسول الله و ائمّهء اهل بيت عليهم السّلام نهى شده است .
[ من فسّر القرءان برأيه فليتبوّأ مقعده من النّار ]
از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد است كه : من فسّر القرءان برأيه فليتبوّأ مقعده من النّار . « 1 »
هامش
( 1 ) - « رسائل » شيخ مرتضى انصارى ، باب حجّيّت ظنّ ، از طبع محشّى طهران ،