نمىبينيم ؛ و فقط همينقدر مىبينيم كه چرخ در حركت است .
مرحوم پدر ما به وى گفتند : من خيلى ميل دارم كه خودم با چشم خودم بعضى از اين كارها را كه مىكنند ببينم ! اين بار اگر كارى كردند كه قابل ديدن بود بيائيد و بما خبر دهيد ! يك روز مرحوم صدر به منزل ما آمدند و گفتند : آمدهاند و در صندوق لباسها را باز كرده و تمام لباسها را در آورده و به ديوار اطاق آويزان كردهاند .
مرحوم پدرم حركت كرد ، و من در معيّت ايشان بودم . آمديم در منزل و ديديم لباسها را بدون ترتيب از لباسهاى زنانه و بچّگانه و غيره همينطور به ديوار چسبانيدهاند ؛ و لباسها بدون ميخ و يا چيز ديگرى به ديوارهاست . و همينكه به يكى از آنها دست مىزديم مىافتاد .
اين منظره بسيار جالب و شگفتآور بود و براى پدرم امرى بديع و ناديده بشمار مىرفت .
مرحوم پدرم اين قضيّه را به مرحوم حافظيان كه در مشهد بودند ، گفتند .
و ايشان دستورى داد ، و يا كارى كرد كه ديگر اجانين متعرّض و مزاحم مرحوم صدر نشدند .
[ ناحيهء سوّم : حجّيّت ظهورات قرآن بنا بر اصل عقلائى غير قابل ترديد ]
ناحيهء سوّم از نواحى اشكال آنست كه : آيا مىشود قرآن را طبق معنائى كه انسان مىپسندد تفسير كرد و يا نه ؛ معنى و تفسير قرآن بايد طبق ضوابطى باشد ؛ و در صورت خروج از آن ، تفسير نادرست است ؟ ! قرآن مانند سائر كتب آسمانى و كتب غير آسمانى - به هر لغت و به هر زبان - داراى الفاظ و كلماتى است كه از معناى خاصّى حكايت مىنمايد . و در صورتى كه قرينهء قطعيّهاى بر خلاف ارادهء آن معانى ارائه نشود ، بايد گفت :
همان معانى اوّليّه از اين كلمات اراده شدهاند ؛ خواه دلالت الفاظ بر معانى خود به وضع تخصيصى باشد و يا به وضع تخصّصى . و به عبارت ديگر هر كلمهاى