تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
آن حال چنين مربّعى را نشنيده و نديده بودم . چون سير مربّعات چهار در چهار ، و يا پنج در پنج است . و سير مربّعات هر چه باشد مانند مربّع صددرصد ، بر اين منوال است . ولى مربع سى و دو خانه‌اى ، در هيچ كتابى نبود . و آقاى بحرينى از من سؤالاتى مىنمود و يادداشت مىكرد و جواب مىداد . و از بعضى از مشكلات ما كه هيچ‌كس اطّلاع بر آن نداشت جواب گفت . و جوابها همه صحيح بود . من آن روز بسيار تعجّب كردم . مانند آقاى اديب « 1 » كه از شاگردان برادر من : آقا سيّد محمّد حسن بود ، و چون روح مرحوم قاضى رحمة الله عليه را حاضر كرده بود و از رفتار من سؤال كرده بود ، فرموده بود : روش او بسيار پسنديده است ؛ فقط عيبى كه دارد آنست كه پدرش از او ناراضى است و مىگويد : در ثواب تفسيرى كه نوشته است مرا سهيم نكرده است . چون اين مطلب را برادرم از تبريز به من نوشت ، من با خود گفتم : من براى خودم در اين تفسير ثوابى نمىديدم ، تا آنكه آن را هديه به پدرم كنم . خداوندا اگر تو براى اين تفسير ثوابى مقدّر فرموده‌اى ، همهء آن را به والدين من عنايت كن . و ما همه را به آنها اهداء مىكنيم ! پس از يكى دو روز كاغذ ديگرى از برادرم آمد ، و در آن نوشته بود كه : چون روح مرحوم قاضى را احضار كرد مرحوم قاضى فرموده بودند : اينك پدر از سيّد محمّد حسين راضى شده ، و بواسطهء شركت در ثواب بسيار مسرور است . و از اين اهداء ثواب هم هيچ‌كس خبر نداشت .
هامش
( 1 ) - نام ايشان آقاى شيخ محمّد على ارتقائى ملقّب به اديب العلماء است و ما در رسالهء « مهر تابان » و در « معادشناسى » مطالبى از ايشان تحت عنوان شاگرد آقاى سيّد محمّد حسن الهى تبريزى برادر مكرّم حضرت علّامهء طباطبائى نقل نموده‌ايم .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 382 | السيد محمد حسين الطهراني