ربا خورندگان به سبب آنست كه مىگويند : بيع و خريدوفروش هم مثل ربا است .
و خداوند بيع را حلال كرده و ربا را حرام نموده است . پس كسى كه موعظه براى حرمت ربا از جانب پروردگارش به وى رسيده باشد ( و مطّلع بر حكم تحريمى ربا بوده باشد ) و بنابراين از ربا خوردن دست بكشد ، آن رباهائى كه سابقا گرفته است در زمانى كه از اين حكم حرمت اطّلاع نداشته است ، همه بر او حلال است . ( و نيازى به پس دادن وجوه ربويّهء قبل از اطّلاع بر اين حكم تحريمى و موعظهء خداوندى نيست ) و امر او به خداوند موكول است .
و كسى كه بر خوردن ربا اصرار ورزد ، و با شنيدن حكم حرمت و آيه منع ، بازهم به خوردن آن بازگشت كند ، پس چنين مردمى از ياران و همنشينان آتشند كه البتّه در آن مخلّد و بطور جاودان مىمانند . » در اين آيه مباركه ربا خواران را همچون ديوانگانى كه بواسطهء مرض جنّزدگى ، مصروع و مدهوش سقوط كردهاند و سپس برمىخيزند ، دانسته است . و جنون را با عبارت يتخبّطه الشّيطان من المسّ « شيطان با اصابه و مسّ خود او را شديدا زده است » تعبير فرموده است .
[ تفسير « پرتوى از قرآن » جنزدگى را به بيمارى صرع و يا ميكربى تفسير نموده است ]
مرحوم طالقانى ، شيطانزدگى را تمثيل از مرض صرع و ديگر اختلالهاى روانى پنداشتهاند .
صاحب مقالهء بسط و قبض ، عبارت ايشان را نقل مىكند ، و سپس ردّ علّامهء طباطبائى را بر ايشان ذكر مىكند .
و سپس با آنكه مىگويد : « سخن ما در اين مقام سخن معرفتشناسانه است ، و وارد تعيين حقّانيّت يا بطلان آراى اين مفسّران نمىگردد ، و معرفت دينى هم رأى اين يا آن مفسّر نيست . » « 1 » معذلك از شرح و تمجيد عبارت مرحوم طالقانى ، و از انتقاد به
هامش
( 1 ) - بسط و قبض تئوريك شريعت ، « كيهان فرهنگى » شمارهء 52 ، تيرماه 1367 ،