جاى أراد نداء ربّه .
يعنى : « نوح پروردگارش را ندا كرد » در جاى اينكه بگويد : نوح ارادهء نداى پروردگارش را نمود . به قرينهء فقال ربّ « پس گفت : اى پروردگار من ! » ( زيرا كه ربّ ، عين نداى او بوده است . ) و نيز از امثلهء مجاز گفتار خداوند تعالى است :
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها
« 1 » در جاى أردنا هلاكها ؛ يعنى : « چه بسيار از قريههائى كه ما ايشان را هلاك نموديم » در جاى اينكه بگويد : ما ارادهء هلاك آنها را نموديم . به قرينهء اينكه سپس مىگويد : فجاءها بأسنا « پس بأس ما بدانها رسيد » زيرا بأس همان معناى هلاك كردن است .
و همچنين از امثلهء مجاز گفتار خداوند تعالى است :
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها
« 2 » در جاى أردنا هلاكها يعنى : « ممتنع است بر قريهاى كه ما آنان را هلاك كرديم » در جاى اينكه بگويد : ما ارادهء هلاكت ايشان را كرديم . به قرينهء اينكه پس از آن مىگويد : أنّهم لا يرجعون « كه ايشان بازگشت كنند » يعنى از معاصى و گناهان خود دست بردارند ، به علّت خذلان .
و از همين قبيل است :
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ .
« 3 » « پيش از اين گروه كفّار ، هيچيك از مردمان قريههائى كه ما ايشان را هلاك كرديم ايمان نياوردند . بنابراين آيا اينها ايمان مىآورند ؟ » يعنى ما ارادهء هلاكتشان را نموديم . زيرا معناى آيه اينست : هيچيك از
هامش
( 1 ) - صدر آيه 4 ، از سورهء 7 : الأعراف
( 2 ) - صدر آيه 95 ، از سورهء 21 : الأنبياء
( 3 ) - آيه 6 ، از سورهء 21 : الأنبياء