شخصى كه در علم كلام گام بر مىدارد ابدا مجاز نيست خودسر و بدون انديشه و بدون ملاحظهء لغت و محاورات و حفظ ظهورات قرآن ، بطور دلخواه بدون ريشه و اساس يك جا را بگويد قبول دارم و يك جا را قبول ندارم .
قرآن ثابت است و استوار ، و معانى حقيقيّه و استعارات هم در رديف و كنار هم درست است و پايدار .
شخص كلامى بايد لااقلّ به « معالم الاصول » و يا به « مطوّل » تفتازانى آشنا باشد ، و معانى مجاز را بفهمد و آن را در قالب دروغ جا نزند ؛ و به كتاب الهى نسبت دروغ ندهد .
و امّا آيه :
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً
« 1 » « در صورتى كه شما كفر ورزيد ، چگونه خود را بر حذر مىداريد از عذاب الهى روزى كه كودكان را پير كند ؟ » ابدا مجاز نيست ؛ بلكه جعل الولدان شيبا كنايه است از شدّت آن روز . بلى نسبت اتّقاء به يوم ( بپرهيزيد از روزى ) مجاز عقلى است ، و مراد پرهيز از عذاب واقع در آن روز است ، نه از خود آن روز .
و امّا آيه :
فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ
« 2 » « پس موسى و خضر در بين راه خود كه در قريهاى وارد شدند ، در آنجا ديوارى را يافتند كه مىخواست بيفتد ، پس خضر ( عبدا من عبادنا ) آن ديوار را راست و برپا داشت . » نسبت اراده به جدار ، مجاز است ، و زمخشرى هم در « أساس البلاغة » ذكر كرده
هامش
( 1 ) - آيه 17 ، از سورهء 73 : المزّمّل
( 2 ) - قسمتى از آيه 77 ، از سورهء 18 : الكهف